{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#مادربزرگ آخر همه‌ی تلفن‌هایش می‌گفت:

#مادربزرگ آخر همه‌ی تلفن‌هایش می‌گفت:

کاری نداشتم که!
زنگ زده بودم صدایتان را بشنوم

ما هم که #جوان و جاهل
چه می‌دانستیم

#صدا با #دل ِ آدم چه می کند
دیدگاه ها (۱)

جمعه هاشرح دلمیک غزل کوتاه استکه ردیفش همه "دلتنگ توام"می آی...

آقا بیاکه فاصلهفریاد میزند ...اللهم عجل لولیک الفرج

برام هیچ #حسی شبیه #تو نیست...

_____پارت⁷ نفرین کوچولو_____آن‌قدر در کوچه‌ها قدم زده بودم ک...

دیدم که غم خاموش بر کناری بنشسته، اشک بی‌صدا فرو می‌ریخت و ا...

Part⁵چشمامو باز کردم رو هوا معلق بودم دیدم داخل بغل جونگکوکم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط