{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حرف بسیار است اما اهل گفتن نیستم

حرف بسیار است اما اهل گفتن نیستم
با دلم درگیرم... آری! با تو دشمن نیستم

ساده می‌گویم... تو را این‌روزها گم کرده‌ام
چند روزی می‌شود در قید بودن نیستم

می‌بری نام زنی را در تمام شعرهات...
کاش می‌دانستم‌از اوّل من آن زن نیستم

این که از او می‌نویسم در غزل‌هایم تویی!
آن که از او می‌نویسی همچنان من نیستم!

روح بی‌آلایشم را چشم‌هایت حس نکرد
هیچ‌گاه این را نفهمیدی فقط تن نیستم

حرف‌هایم را سکوتم می‌زند این روزها
شاعر این بیت‌های نیمه‌جان من نیستم!
دیدگاه ها (۱)

می نویسم عشق و بی تردید میخوانم "جنون" هرکسی دیوانه تر، "اَل...

سر درس ریاضی لحظه ای یاد تو افتادمتمام پنج های دفترم یکدفعه ...

پریشان می شوم وقتی پریشان می کنی مویتدلم آرام می گیرد به کنج...

تنهایی ام را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست گسترده تر از عال...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

پارت ۱۳- *نگاهش را تا چویا دنبال می‌کنم* @ زیر دست جدید پیدا...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط