{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ا/ت :ریندو

ا/ت :ریندو
ریندو:جانم
ا/ت: دلم توت فرنگی میخود
ریندو:باشه برات میخرم الان
ران: من هم چیبس میخوام برای من هم بخر
ریندو:ران برو گمشو
نویسنده:۹ماه میگذره و یه شب وقتی همه خواب بود بچه ها میخواستن به دنیا بیان

ا/ت : ریندو
ریندو: جانم چی میخوای
ا/ت:بچه ها داره به دنیا آخ
ریندو: الان
ا/ت: ریندو
ریندو: باشه باشه
ریندو:رانننننن (با داد)

ران وارد اتاق میشه
ران: چیه شما دوتا خونه گذاشتین رو سرتون
ریندو: دارن به دنیا میان
ران:الان آخه
ا/ت:آخ ایییییی
نویسنده: آمبولانس میاد و ا/ت رو میبره بیمارستان دوقلوها به دنیا میاد یه دختر یه پسر
ریندو:اسم شون رو چی بزاریم
ا/ت:اسم دخترمون ربکا،اسم پسرمون ری
ریندو:باشه

پایان
دیدگاه ها (۰)

سم خالص

شما نقش اِما رو دارید

تاکمیچی: چرا بهم نگفتی تاکمیایزانا: چون بهت ربطی نداره تاکمی...

نویسند: توی بیمارستان ا/ت چندتا آزمایش میده بعد از چند ساعت ...

نویسنده: ریندو ا/ت رو به خونه اش دعوت کرد و به ران گفت که ا...

ریندو ا/ت رو بلند میکنه و میبر روی مبل و باهم میخوابم ران:ری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط