دنیا را طور دیگری دیدم

دنیا را طور دیگری دیدم ...
وقتی آن روستایی عاشق در راه کربلا ،
نذری هایش را روی میزی گذاشته بود و به مردم التماس می کرد که از نذری اش بخورند ...
وقتی پرسیدم چرا تقاضا می کنی تا نذرت را ببرند ؟
گفت : میخواهم هر کسی را که از این راه گذر می کند به عشق حسین مهمان کنم...
دیدگاه ها (۷)

جدا کی زندگی می کنیم؟

یا حسین ...همه سهم من از اربعین ، پست گذاشتن برای تو بود...ح...

سلام یا حسین ...از طرف همه کسانی که نتوانستند به زیارت کربلا...

السلام علیک یا ابا عبدالله. ..حسین جان ، چه کردی با اهل این ...

چپتر ۴ _ شعله ای در دلروزها برای لیندا مثل قفسی بسته بود.زند...

☫✧═┅🌹درمحضرشهید🌹┅═✧☫✍مقام معظم رهبری:امروز فضیلت زنده نگه دا...

پیر مردی تمام عمرش را بین بازاروکوچه سر می کردهرکسی بار در د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط