دنیا را طور دیگری دیدم
دنیا را طور دیگری دیدم ...
وقتی آن روستایی عاشق در راه کربلا ،
نذری هایش را روی میزی گذاشته بود و به مردم التماس می کرد که از نذری اش بخورند ...
وقتی پرسیدم چرا تقاضا می کنی تا نذرت را ببرند ؟
گفت : میخواهم هر کسی را که از این راه گذر می کند به عشق حسین مهمان کنم...
وقتی آن روستایی عاشق در راه کربلا ،
نذری هایش را روی میزی گذاشته بود و به مردم التماس می کرد که از نذری اش بخورند ...
وقتی پرسیدم چرا تقاضا می کنی تا نذرت را ببرند ؟
گفت : میخواهم هر کسی را که از این راه گذر می کند به عشق حسین مهمان کنم...
- ۲۱۲
- ۲۱ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط