#یاسر_بینام_تیر_ماهی

#یاسر_بینام_تیر_ماهی
عقرب چشمهاتو میدیدم، اغلب زخمهامو میبینی
عاشقت بودمو بهت ساده، گفتم اما، چرا نفهمیدی؟!
هر نگاش پر از یه رنگی بود، روزهای اولی که دوستم داشت
رنگ آبی به آسمونم داد، ستاره تو دله شبم میکاشت
اون که طعم لباش طعم رویا بود
بوسه هاش قلبمو تکون میداد
مرده بودم نگاه پر مهرش، زندگی رو بهم نشون میداد
امپراتور دلبری بودو من، یه سرباز رونده از دربار
گفتم عاشق شدم بهم خندید، گفت از این خواب کهنه دست بردار...
صبح با خواب چشم اون بیدار، شب، با یاد اون چشم میرفت
خواب دیدم که غرق شادی بود، وقتی از چشم من اشک غم میرفت...
خواب دیدم که رویه یک بالش،
سر اون گرم عشقه یارش بود....
خواب دیدم که یک لب هرزه، نیمه شب چه بیقرارش بود......
دیدگاه ها (۲۱)

#چند پارتی تهیونگ و ات پارت 2 دسته گل کوچکی که از دو شب قبل ...

وقتی گرگینه بود📎(درخواستی)پارت ۳به سمتون قدم برمیداشت....اوم...

### پارت ۲: تاوانِ یک نگاهصدایِ خیسِ بارون بیرون از انبار، ت...

آوای شبپارت ۱۷ویو دامیانهاا من اینجا چیکار میکنم ؟ چییی انیا...

part ²با اون شخص یهو بدنم لرزید.اون جونگکوک بود!!!ولش بک به ...

My lovely neighbor part : ۷۳

رمان عشق ممنوع

dark life =32یک هفته از اون شب کابوس‌وار گذشته بود. یک هفته ...

free from the court (p4)

#Escape_from_death_April29 #part6☆ویو:نویسنده☆اون عوضی اینجا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط