{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی مثه سردرد میفتی به جونم دوست دارم با یه ژلوفن سر و ت

گاهی مثه سردرد میفتی به جونم دوست دارم با یه ژلوفن سر و ته داستان رو جمع کنم ولی تو کسی نیستی که با همچین بادایی تکون بخوری پس بمون تو سرم و جایی نرو
دیدگاه ها (۱)

I used to be frightened of dyingI used to think death was th...

...

And suddenly ...BAMshe Fell In Love...!

باید به معمار من آفرین گفتستون ها دونه دونه فرو میریزن!و من ...

سلام دوستان. اومدم تا ازتون خداحافظی کنم. تک تکتون و دوست دا...

دلم میخواد یه روز یه همچین جایی درست و کنم و کنار کسایی که د...

آیا نفرت ماندگار خواهد شد؟پارت 101(ویو جونگکوک)=درست می‌گفت....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط