adopted fathe
adopted fathe
پارت 16
دکتر.من دیگه میرم
_ همه تو شک بودن...هانیول واقعا حاملست؟بهم خیانت کرد
جیمین.تو..تو به خواهر من دست زدی؟[عصبی]
_امکان ندارن من حتی یه بارم کاری نکردم......آنا اون روز که رفتید اردو چیشد بگو
آنا.ب..بخدا هیچی
_دروغ نگو اون لوکاس بهش دست زد
آنا.نمیدونم
[همه ی حرفا با داد]
جیمین.انقدر سر آنا داد نزننن
_چرا؟هااااا چرا نکنه دوست پسرشی؟
جیمین.اصلا باشم تو چیکار داری هااا
تهیونگ و کوک داشتن جداشون میکردن
ته.بس کنید به خودتون بیاید
+اینجا...اینجا چه خبره
_ههه بچه از کیه
+چی میگی جین کدوم بچه
جیمین.هانیول از کی حامله ای
+منظورت چیه من حتی تا حالا کاری نکردم
_کار لوکاس جونته نه
+هیی حواست باشه چی میگی
_باورم نمیشه عاشق یه زیر خوا...
هانیول زد تو گوشش
+من کاری نکردم بمیرمم به تو خیانت نمیکنم حاظرم همین الان با تفنگت منو بکشی ولی بهت خیانت نکنم[با داد و گریه]
_دروغ نگو بیشور خیانتکار
+جین حرفمو باور کن لطفا....آنا تو یه چیزی بگو
آنا.حرفی ندارم
+جیمین حداقل تو....بچه ها شما چرا ها _باورم نمیشه توهم بهم خیانت کردی مثل جولیایی
+جیمین تو یه چیزی بگوو خواهش میکنم من کاری نکردم
جیمین.گمشو بیرون.....از اینجا برو نمیخوام ریختتو ببینم
+دا..داداش....جین تو هم حرفمو باور نمیکنی
_گمشو بیرون
+یعنی چی
_یعنی از الان ازت بدم میاد....یا نه ازت متنفرم
+شما فقط یه مشت مافیای عوضی هستید.......همون لحظه جین جوری زد تو شکمم که مطمئن بودم بخاطر پریو.دیم احتمالا میمیرم
+من...من کاری نکردم
جیهوپ.جین بس کن دیگه دیوونه شدی
_آره میخوام بکشمش
نامجون و یونگی جین رو گرفتن
کوک.لطفا برو هانیول
+خدافظ همگی.....آنا از تو انتظار نداشتم ممنونم که با من خوب رفتار کردید....ولی کاش حرفمو باور می کردید.....اینو گفتمو رفتم بیرون
_ ویو
بعد رفتن هانیول همه با سکوت رو مبل نشسته بودیم فقط....شروع کردم گریه کردن.....تهیونگ بغلم کرده بود و دلداریم میداد...کوک هم جیمینو...دلم برای خودم و جیمین میسوزه...زنگ خونه خورد دکتر بود
دکتر............
خوشگلا کامنت یادتون نره
پارت 16
دکتر.من دیگه میرم
_ همه تو شک بودن...هانیول واقعا حاملست؟بهم خیانت کرد
جیمین.تو..تو به خواهر من دست زدی؟[عصبی]
_امکان ندارن من حتی یه بارم کاری نکردم......آنا اون روز که رفتید اردو چیشد بگو
آنا.ب..بخدا هیچی
_دروغ نگو اون لوکاس بهش دست زد
آنا.نمیدونم
[همه ی حرفا با داد]
جیمین.انقدر سر آنا داد نزننن
_چرا؟هااااا چرا نکنه دوست پسرشی؟
جیمین.اصلا باشم تو چیکار داری هااا
تهیونگ و کوک داشتن جداشون میکردن
ته.بس کنید به خودتون بیاید
+اینجا...اینجا چه خبره
_ههه بچه از کیه
+چی میگی جین کدوم بچه
جیمین.هانیول از کی حامله ای
+منظورت چیه من حتی تا حالا کاری نکردم
_کار لوکاس جونته نه
+هیی حواست باشه چی میگی
_باورم نمیشه عاشق یه زیر خوا...
هانیول زد تو گوشش
+من کاری نکردم بمیرمم به تو خیانت نمیکنم حاظرم همین الان با تفنگت منو بکشی ولی بهت خیانت نکنم[با داد و گریه]
_دروغ نگو بیشور خیانتکار
+جین حرفمو باور کن لطفا....آنا تو یه چیزی بگو
آنا.حرفی ندارم
+جیمین حداقل تو....بچه ها شما چرا ها _باورم نمیشه توهم بهم خیانت کردی مثل جولیایی
+جیمین تو یه چیزی بگوو خواهش میکنم من کاری نکردم
جیمین.گمشو بیرون.....از اینجا برو نمیخوام ریختتو ببینم
+دا..داداش....جین تو هم حرفمو باور نمیکنی
_گمشو بیرون
+یعنی چی
_یعنی از الان ازت بدم میاد....یا نه ازت متنفرم
+شما فقط یه مشت مافیای عوضی هستید.......همون لحظه جین جوری زد تو شکمم که مطمئن بودم بخاطر پریو.دیم احتمالا میمیرم
+من...من کاری نکردم
جیهوپ.جین بس کن دیگه دیوونه شدی
_آره میخوام بکشمش
نامجون و یونگی جین رو گرفتن
کوک.لطفا برو هانیول
+خدافظ همگی.....آنا از تو انتظار نداشتم ممنونم که با من خوب رفتار کردید....ولی کاش حرفمو باور می کردید.....اینو گفتمو رفتم بیرون
_ ویو
بعد رفتن هانیول همه با سکوت رو مبل نشسته بودیم فقط....شروع کردم گریه کردن.....تهیونگ بغلم کرده بود و دلداریم میداد...کوک هم جیمینو...دلم برای خودم و جیمین میسوزه...زنگ خونه خورد دکتر بود
دکتر............
خوشگلا کامنت یادتون نره
- ۴۵۳
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط