playmate p
#playmate p⁹⁰
نابی:اتتتت
یوجین:جوون چه لیدی جذابی امشب و افتخار میدید مال من باشید؟
ات:مسخره ها
نابی: ببینم اونی که پشت بوگاتی لا ویتور مشکیه نشسته کیمه؟؟
یوجین: دلش طاقت نیاورده خانمش تنهایی بیاد
نابی: بگو ببینم قضیه چیه؟
ات:(*تعریف کرد)
یوجین:اوه زیادی داره نقش بازی میکنه
نابی:میزدی تو دهنش
ات:امشب دارم براش
یوجین:چقدر دختر دورش جمع شدن
نابی: اونا دختر نیستن هرزه ان
ات:اون پسره که کنارشه جیمینه
نابی:شبیه خودش نیست
*یه اکیپ پسر حدودا 16نفره اومدن دور ات
+خانم جئون!
ات:اوو ببین کی اینجاس
+تو آسمونا دنبالتون میگشتیم
ات:چه سعادتی داشتی که اینچا پیدام کردی
×استایلت عین همیشه حرف نداره
_مهم تر از استایل خودشه...
÷خانم جئون اومدی سر چی اینجارو به اتیش بکشی؟
ات: موتوز لوکاتی تک ساخت جیهون
+اوهه.
=پس امشب یه قمار بزرک در پیش داریم
_اگر متعلق به من بودی میشدی بزرگ ترین داراییم که بقیه سر تو باهام قمار میکردن
ات:(با اون چشما بهش خیره شد )
×هعی اون چشمات قاتله جون منه اونطوری نگاه نکن
*جیهون اومد
جیهون:اوه ات ...(تعظیم کوتاه*)
ات:...
جیهون:فکر نمیکردم افتخار بدی امشب بیای چی کشوندت اینجا؟
ات:لوکاتی تو
جیهون:خیلی مطمعن حرف میزنی خانم جئون
یوجین:چون میدونه میبره
نابی:نکنه نمیشناسیش؟
جیهون:فکر نکنم...
ات:چقدر میخای؟!
جیهون:عمارت نیویورک
ات:قبوله
+ات زده به سرت؟
×اگر برنده نشی چی؟
ات:پیستو اماده کن
■□راوی ویو:
کیم از دور به ات خیره شده بود تو چشماش امواج خشم و حسادت موج میزد ...و مالکیت؟!
چطور میتونست به دخترایی دورش اهمیت بده وقتی جئون ات تمام حواس اونو با خودش برده بود؟!
انگار دنیا براش تیره و تار بود جز اون دختر اما خودش نمیخواست بپذیره با دروغ و انکار خودشو قانع میکرد اما نگاهش ضربان قلبش و دستاش همه چیز رو لو میداد
جیمین:شنیدی؟ اصلا حواست هست چی میگم؟
تهیونگ:....
جیمین: با توام.
تهیونگ:...؟
جیمین:جیهون سر عمارت نیویورک با ات قمار کرده
*دخترا شروع کردن به زبون بازی
~ببینم ات کیه؟(*خودشو به تهیونگ نزدیک و کرد و از پایین بهش خیره نگاه کرد و دستش برد سمت سینه تهیونگ)
تهیونگ:(نگاهشو کلافه چرخوند و دست دختر رو پس زد )
~عصبی بودنتم جذبم میکنه ...
جیمین:زیر خواب خواستیم خبرت میکنیم
~چرا قلبت انقدر تند میزنه؟ اگر نیازم داری بگو
تهیونگ:این هرزه رو ببرید اون ور (*سمت افرادش گفت)
*بقیه دخترا سکوت کردن و فقط تماشا چی بودن
جیمین:چت شده؟
تهیونگ:اون پسرایی که دور ات واستادن کیان؟
جیمین:....سر این اوضاعت اینطوری بهم ریخته؟
تهیونگ:جوابمو بده(عصبی)
جیمین:اکیپ مینهو عه همونی که ۳ سال پیش درخواست مشارکت بهت توی سهام شرکت و داد
تهیونگ:(*پوزخند)
تهیونگ: بقیشون؟
جیمین: رفیقاشن از سوار کارای همینجان ات و میشناسن ...
جیمین:برو جلو
.....
*تهیونگ با قدم هاش کل پیست و به لرزه در میاورد تا رسید به ات و جیهون و بقیه... با دیدن کیم همه شوک شدن
کیم تهیونگ ؟؟؟
همه همون تعظیمی رو که تحویل ات دادن برای کیم هم انجام دادن
امشب چه خبر شده بود؟
نابی:اتتتت
یوجین:جوون چه لیدی جذابی امشب و افتخار میدید مال من باشید؟
ات:مسخره ها
نابی: ببینم اونی که پشت بوگاتی لا ویتور مشکیه نشسته کیمه؟؟
یوجین: دلش طاقت نیاورده خانمش تنهایی بیاد
نابی: بگو ببینم قضیه چیه؟
ات:(*تعریف کرد)
یوجین:اوه زیادی داره نقش بازی میکنه
نابی:میزدی تو دهنش
ات:امشب دارم براش
یوجین:چقدر دختر دورش جمع شدن
نابی: اونا دختر نیستن هرزه ان
ات:اون پسره که کنارشه جیمینه
نابی:شبیه خودش نیست
*یه اکیپ پسر حدودا 16نفره اومدن دور ات
+خانم جئون!
ات:اوو ببین کی اینجاس
+تو آسمونا دنبالتون میگشتیم
ات:چه سعادتی داشتی که اینچا پیدام کردی
×استایلت عین همیشه حرف نداره
_مهم تر از استایل خودشه...
÷خانم جئون اومدی سر چی اینجارو به اتیش بکشی؟
ات: موتوز لوکاتی تک ساخت جیهون
+اوهه.
=پس امشب یه قمار بزرک در پیش داریم
_اگر متعلق به من بودی میشدی بزرگ ترین داراییم که بقیه سر تو باهام قمار میکردن
ات:(با اون چشما بهش خیره شد )
×هعی اون چشمات قاتله جون منه اونطوری نگاه نکن
*جیهون اومد
جیهون:اوه ات ...(تعظیم کوتاه*)
ات:...
جیهون:فکر نمیکردم افتخار بدی امشب بیای چی کشوندت اینجا؟
ات:لوکاتی تو
جیهون:خیلی مطمعن حرف میزنی خانم جئون
یوجین:چون میدونه میبره
نابی:نکنه نمیشناسیش؟
جیهون:فکر نکنم...
ات:چقدر میخای؟!
جیهون:عمارت نیویورک
ات:قبوله
+ات زده به سرت؟
×اگر برنده نشی چی؟
ات:پیستو اماده کن
■□راوی ویو:
کیم از دور به ات خیره شده بود تو چشماش امواج خشم و حسادت موج میزد ...و مالکیت؟!
چطور میتونست به دخترایی دورش اهمیت بده وقتی جئون ات تمام حواس اونو با خودش برده بود؟!
انگار دنیا براش تیره و تار بود جز اون دختر اما خودش نمیخواست بپذیره با دروغ و انکار خودشو قانع میکرد اما نگاهش ضربان قلبش و دستاش همه چیز رو لو میداد
جیمین:شنیدی؟ اصلا حواست هست چی میگم؟
تهیونگ:....
جیمین: با توام.
تهیونگ:...؟
جیمین:جیهون سر عمارت نیویورک با ات قمار کرده
*دخترا شروع کردن به زبون بازی
~ببینم ات کیه؟(*خودشو به تهیونگ نزدیک و کرد و از پایین بهش خیره نگاه کرد و دستش برد سمت سینه تهیونگ)
تهیونگ:(نگاهشو کلافه چرخوند و دست دختر رو پس زد )
~عصبی بودنتم جذبم میکنه ...
جیمین:زیر خواب خواستیم خبرت میکنیم
~چرا قلبت انقدر تند میزنه؟ اگر نیازم داری بگو
تهیونگ:این هرزه رو ببرید اون ور (*سمت افرادش گفت)
*بقیه دخترا سکوت کردن و فقط تماشا چی بودن
جیمین:چت شده؟
تهیونگ:اون پسرایی که دور ات واستادن کیان؟
جیمین:....سر این اوضاعت اینطوری بهم ریخته؟
تهیونگ:جوابمو بده(عصبی)
جیمین:اکیپ مینهو عه همونی که ۳ سال پیش درخواست مشارکت بهت توی سهام شرکت و داد
تهیونگ:(*پوزخند)
تهیونگ: بقیشون؟
جیمین: رفیقاشن از سوار کارای همینجان ات و میشناسن ...
جیمین:برو جلو
.....
*تهیونگ با قدم هاش کل پیست و به لرزه در میاورد تا رسید به ات و جیهون و بقیه... با دیدن کیم همه شوک شدن
کیم تهیونگ ؟؟؟
همه همون تعظیمی رو که تحویل ات دادن برای کیم هم انجام دادن
امشب چه خبر شده بود؟
- ۱۰۸
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط