{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

playmate p

#playmate p⁸⁹
جیمین:تهیونگ قانون اول و یادت بره زندگیت نابود میشه توی یه شب از هم میپاچی میفهمی؟(نگران)
تهیونگ:بس کن جمین بس کن بسهه
جیمین:....(بلند شد و سمت در رفت )
جیمین:حواستو جمع کن ساعت ۱۲ منتظرتم (رفت سالن پایین)
تهیونگ:....
●○ات ویو:
با صدای زنگ گوشیم از خواب پاشدم یوجین بود
ات: بله(صدای گرفته)
یوجین:هنوز خوابیی پاشو بابا پاشو اماده شو دیرمون میشه
ات:مگه ساعت چنده؟
یوجین:۱۰
ات:چطوری انقدر خوابیدم؟
یوجین:شیطون چیکار‌ میکنی اونجا که روزا میخوابی
ات:خفه شو
یوجین:باشه باشه ببخشید
ات:تو و نابی خودتون برید من میام
یوجین:باز پیچوندی؟ بگو گشادیم میاد نمیتکنم بیام دنبالتون
ات:ساعت و نمیبینی؟ دیر میشه
یوجین:اها....باشه منتظرتم
ات:...
پاشدم دست و صورتمو شستم موهامو کمی حالت دادم چشمامو سیاه کردم و کمی ارایش و رفتم لباس بپوشم ...تقریبا حاضر بودم نگاهی به ساعت انداختم یه ربع به یازده بود
از پله ها رفتم پایین که با کیم برخوردم ... او بازی از همین الان شروع شد
تهیونگ:کجا این وقت شب؟
ات:از سر راهم برو کنار
تهیونگ:گفتم کجا؟(عصبی)
ات:به تو ربطی نداره
تهیونگ:دفعه پیش بهت گفتم .. پاتو از این در بزاری بیرون هرچی دیدی از چشم خودت دیدی
ات:حرفایی که بهت زدم و دوست داری جلوی آدماوو ندیمه هات بهت بزنم؟
تهیونگ:برگرد برو بالا(عصبی)
ات:گفتم برو کنار(داد)
تهیونگ:صداتو بیار پاین (عصبی)
ات:*خنده عصبی.. تو کی ای که بهم میگی چیکار کنم چیکار نکنم؟
ات:تا نزدم به سیم اخر تن لشتو از جلوی در بکش اون ور
تهیونگ:...(عصبی به ات خیره شده بود)
تهیونگ:کجا داری میری؟
ات:دارم‌میرم تو با زیر خوابات راحت باشی
تهیونگ:(*از این حرف ات تعجب کرد چرا باید همچین حرفی رو میزد؟ منشع حرفش از کجا میومد؟)
ات:برو کنار دیرم شده
تهیونگ:میخای بریی پیست رالی جیهون؟
ات:داری کفرمو در میاری
تهیونگ:باهم میریم
ات:چی؟(پوزخند)
تهیونگ:نشنیدی چی گفتم ؟(صدای نسبتا بلند)
ات: تو زده به سرت؟
تهیونگ:یادت نره برای چی اینجایی خانم جئون(عصبی)
ات:گفتم برو کنار
تهیونگ:....
(*تهیونگ در و باز کرد و دستشو سمت بیرون اشاره گرفت)
*ات رفت سمت موتورش
تهیونگ پوزخندی زد
ات:مثل اینکه سرت درد میکنه برای باخت؟
تهیونگ:(*خمار به ات نگاه میکرد)
ات:پس بیا ببینم چیکار میکنی کیم تهیونگ
*تهیونگ با شنیدن اسمش از زبون ات حس عجیبی بهش دست داد ولی سریع نادیدش گرفت
سوار بوگاتیش شد (Bugatti La Voiture Noire)
ات:(*کلاه کاسکتش رو گذاشت رو سرش و به تهیونگ نگاه کرد )
ات: مسابقه اول از اینجا تا پیست رالی هرکی برد شرط بعدی رو میتونه بگه
تهیونگ:....
■□راوی ویو:
ات بی هوا میروند هیچ‌چیز براش مهم نبود فقط میخواست عین همیشه ببره تهیونگ درست بغل به بغل اون با بوگاتی اوتوبان سئول رو طی میکرد چشمش فقط روی یه چیز ثابت بود حواسش فقط سمت یکی بود "جئون ات"
ات ارو اروم سرعتشو کم کرد یه ایده به ذهنش رسیده بود کیم ازش زد جلو اما متوجه حیله ات نشد با سرعت ۲۰۰ تا میروند
●○ات ویو:
احمق سرعتمو کم کردم تا فکر کنه جا موندم ۵ کیلومتر دیکه مونده بود تا پیست میخواستم دم رسیدن غافل گیرش کنم نمیتونستم اجازه بدم برنده این دست اون باشه...حالا حالا ها مونده تا بهم ببازی کیم تهیونگ...
■□تهیونگ ویو :
سوارکار ماهری بود چشمم بهش بود که دیدم عقب افتاد پوزخندی رو لبام نقش بست ...
چی شد خانم جئون؟!
سر پیچ پیست بودم که صدای ویراژ موتورش به گوشم رسید در کسری از ثانیه ازم رد شد و وارد پیست شد
تهیونگ:لعنتی(عصبی)
ات:طبق معمول(چشمک و پوزخندی تحویل کیم داد)
مرام گذاشتم با اینکه شرایط نرسیده پارت اپ کردم دفعه نرسه کلا نمیزارم
۲۵ لایک
۲۰ کامنت
۵ بازنشر
دیدگاه ها (۰)

#playmate p⁸⁸تهیونگ ویو:نشستیم سر میز صبحانه هیچی از چیزای ر...

#playmate p⁸⁷●○ات ویو:اگر یه ثانیه از زندگیم مونده باشه اولی...

وحشی پارت 17+۱۸و رفتم روی تخت دراز کشیدم ات: من میرم به عموت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط