{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه ی خوبی عشقت به همین شور و شر است

همه ی خوبی عشقت به همین شور و شَر است
جان به قربان تو این پیشکشی مختصر است
گُرز و شمشیر ندارد اثری بر تن من
اخم جانسوز تو امّا به دلم کارگر است
خواستم گُم بشوم تا بروی از فکرم
غافل از اینکه خیالت همه جا همسفر است
به که عارض بشوم؟ این که تُفِ سربالاست
پیش تو قاضی بیچاره خودش کور و کر است
تا به کی با تو بسوزیم و بسازیم عزیز؟
برو یک گوش تو دروازه و یک گوش در است
دیدگاه ها (۳)

آتش گرفته دست من از دست های تودیدی چقدر زود شدم مبتلای تو؟آو...

در حسرت اینم که کنارم بِنِشینیبا چشم خریدار مرا خوب ببینیآنق...

پایه های عشق من با بودنت محکم شده مهربانیهای تو بر زخم دل مر...

‍ داغ عشقت به دل خود بِنشانم هر روزدر خفا چَشم به راهت، نگرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط