{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت ما و خدا

حکایتِ ما و خدا,,,
حکایتِ عجیبی است...
مثِل قصه ی استاد نقره کارِ...
می گویند وقتی استادِ نقره کار، نقره را صیقل می دهد، آن را داخل آتش نگه می دارد اما چشم از نقره برنمی دارد،
تا زمانی نقره را در آتش نگه می دارد که عکس خود را در نقره ی صیقل یافته ببیند!!!
درست مثلِ خداااا...
وقتی می خواهد صیقل پیدا کنیم ما را در آتشِ سختی های خودمان وارد می کند',,,
اما چشم از ما برنمی دارد...
تا جایی که عکسِ خودش را در ما ببیند...
روزگارتان پر از نگاه قشنگ خدا...
دیدگاه ها (۲)

یا زهرا(س)ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﺑﺸﮑﺴﺘﻪ ﺭﺍ ﺳﯿﻠﯽ ﺯﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﺮﺍ؟ﺍﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﺭﻓﺘﺎﺭ...

زبان حال خانوم زینب (س) دلی در خون نشسته دوست داری؟بگو قلبی ...

آنکه ناموس علی را زده ، ناموس نداشتذرّه ای از زدن فاطمه افسو...

السلام علیک یا بضعه الرسول (س)ـ ایام بستریبا سینه ی شکسته عل...

بسم الله الرحمن الرحیم قسمت دوم : آدم خوب کیست؟ما نباید همیش...

ONLY MINE PART 1 من ا/ت هستم و به همراه برادر کوچک ترم زندگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط