روز و شب خون جگر می خورم از درد جدایی/ ناگوار است به من ز
روز و شب خون جگر می خورم از درد جدایی/ ناگوار است به من زندگی، ای مرگ کجایی
چون به پایان نرسد محنت هجر از شب وصلم/ کاش از مرگ به پایان رسدم روز جدایی
چاره درد جدایی تویی ای مرگ، چه باشد/ اگر از کار فرو بسته من عقده گشایی
"هاتف اصفهانی"
چون به پایان نرسد محنت هجر از شب وصلم/ کاش از مرگ به پایان رسدم روز جدایی
چاره درد جدایی تویی ای مرگ، چه باشد/ اگر از کار فرو بسته من عقده گشایی
"هاتف اصفهانی"
- ۲.۱k
- ۲۴ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط