ادامه فلش بک
{ادامه فلش بک}
واسه همون محکم تر زدمش و آنقدر
حرصم و در آورد که بلندش کردم و از پله ها پرتش کردم پایین بیهوش شد و مثل همیشه جیمین نجاتش داد رفتم داخل اتاقم و هوفی کشیدم و نشستم نینا بیدار شد و اومد بالای آکواریم و دستاشو گذاشت لبه و سرشو در آورد
÷ارباب
- چی میگی
÷اون خون کیه ریخته جلو در
- ات (خونسرد)
÷ (بغض)
-راجب کاری که کردی تو مهمونی باید بگم...
÷م..متاسفم ل..لطفا منو م..منو..
پریدم وسط حرفش
-نمیخوام تنبیهت کنم تازه ازت راضیم هستم.
÷ج.. جدی میگی
-اره اما با من رسمی باش من دوستت نیستم.
÷چ..چشم
-خب باید بگم نجاتم دادی...اون هرزه فقط بلد بود نزدیکم بشه
÷و..ولی خودتون همش باهاش لاس میزدید
-مجبور بودم
÷چرا
-زیاد فضولی نکن بچه...
÷بچه؟
-خب ازت ۱۳۰ سال بزرگترم...(به سال انسانی میشه ۱۰ سال)
÷باش
{پایان فلش بک}
ویو جونگکوک
اصلا از آت خوشم نمیاد دختر سلیطه و نافرمانیه همین نافرمانیش کار دستش میده یهو شروع کرد به حرف زدن تو خواب
+ ن..نزن ت..توروخدا
و جیغ کشید
-ات..اتتت ات بلند شو
+جئون لعنتی نزن اذیتم نکنننن
-(پوزخند)
اگه تو واقعیت هم آنقدر التماسم میکرد اونقدر محکم نمیزدمش به بدن ظریفش نگاه کردم که جای سالم نداشت یا رد دندونام موقع خون مکیدن ازش یا شلاق و شوک و سوختگی دلم براش میسوزه...کار خیلی اشتباهی کرده که افتاده تو بازیه من
واسه همون محکم تر زدمش و آنقدر
حرصم و در آورد که بلندش کردم و از پله ها پرتش کردم پایین بیهوش شد و مثل همیشه جیمین نجاتش داد رفتم داخل اتاقم و هوفی کشیدم و نشستم نینا بیدار شد و اومد بالای آکواریم و دستاشو گذاشت لبه و سرشو در آورد
÷ارباب
- چی میگی
÷اون خون کیه ریخته جلو در
- ات (خونسرد)
÷ (بغض)
-راجب کاری که کردی تو مهمونی باید بگم...
÷م..متاسفم ل..لطفا منو م..منو..
پریدم وسط حرفش
-نمیخوام تنبیهت کنم تازه ازت راضیم هستم.
÷ج.. جدی میگی
-اره اما با من رسمی باش من دوستت نیستم.
÷چ..چشم
-خب باید بگم نجاتم دادی...اون هرزه فقط بلد بود نزدیکم بشه
÷و..ولی خودتون همش باهاش لاس میزدید
-مجبور بودم
÷چرا
-زیاد فضولی نکن بچه...
÷بچه؟
-خب ازت ۱۳۰ سال بزرگترم...(به سال انسانی میشه ۱۰ سال)
÷باش
{پایان فلش بک}
ویو جونگکوک
اصلا از آت خوشم نمیاد دختر سلیطه و نافرمانیه همین نافرمانیش کار دستش میده یهو شروع کرد به حرف زدن تو خواب
+ ن..نزن ت..توروخدا
و جیغ کشید
-ات..اتتت ات بلند شو
+جئون لعنتی نزن اذیتم نکنننن
-(پوزخند)
اگه تو واقعیت هم آنقدر التماسم میکرد اونقدر محکم نمیزدمش به بدن ظریفش نگاه کردم که جای سالم نداشت یا رد دندونام موقع خون مکیدن ازش یا شلاق و شوک و سوختگی دلم براش میسوزه...کار خیلی اشتباهی کرده که افتاده تو بازیه من
- ۳.۷k
- ۰۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط