پارت ۳
ویو جونگکوک
ات اومد خونه و خیلی گرم و مهربون سلام کرد و سراغ اعضا رو گرفت ولی چند مین بعد صدای گریش تا وسط هال اومد رفتیم با اعضا دم در اتاقش و صداش کردیم سعی کرد که صداش گریون نباشه ولی زیاد توش موفق نبود
جونگکوک:(در زدن)
ا.ت: بله
نامجون: ا.ت چیشده چرا گریه میکنی؟
ا.ت: چیزی نیست مشکلی پیش اومده؟
نامجون: نه پس دیگه میریم تا استراحت کنی
ا.ت: ممنون
ویو جین
بعد حرف زدن با ا.ت گفتم یونگی زنگ بزنه به تهیونگ که کجاست و چی شده
ویو یونگی
یونگی: الو
ته: الو سلام یونگیا
یونگی: سلام خوبی کجایی؟
ته: من تو سالن دارم ادیت میزنم
یونگی: اها تو میدونی که چه اتفاقی برای ا.ت افتاده؟
ته: نه نمیدونم چی شده؟
یونگی: اومد خونه و رفت تو اتاقش ولی الان داشت گریه میکرد چی شده؟
ته: نمیدونم الان میام خونه ببینم چی شده
یونگی: اوک
ات اومد خونه و خیلی گرم و مهربون سلام کرد و سراغ اعضا رو گرفت ولی چند مین بعد صدای گریش تا وسط هال اومد رفتیم با اعضا دم در اتاقش و صداش کردیم سعی کرد که صداش گریون نباشه ولی زیاد توش موفق نبود
جونگکوک:(در زدن)
ا.ت: بله
نامجون: ا.ت چیشده چرا گریه میکنی؟
ا.ت: چیزی نیست مشکلی پیش اومده؟
نامجون: نه پس دیگه میریم تا استراحت کنی
ا.ت: ممنون
ویو جین
بعد حرف زدن با ا.ت گفتم یونگی زنگ بزنه به تهیونگ که کجاست و چی شده
ویو یونگی
یونگی: الو
ته: الو سلام یونگیا
یونگی: سلام خوبی کجایی؟
ته: من تو سالن دارم ادیت میزنم
یونگی: اها تو میدونی که چه اتفاقی برای ا.ت افتاده؟
ته: نه نمیدونم چی شده؟
یونگی: اومد خونه و رفت تو اتاقش ولی الان داشت گریه میکرد چی شده؟
ته: نمیدونم الان میام خونه ببینم چی شده
یونگی: اوک
- ۳.۷k
- ۰۹ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط