{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم یه بغل میخوادیه بغلی که برم توش حالاحالاهابمونم هی نت

دلم یه بغل میخوادیه بغلی که برم توش حالاحالاهابمونم هی نترسم الان تموم میشه نترسم همین دقیقهاتموم میشه یه بغل دستاشوسفت بپیچه دورم بغل نرم که رودستش ساعت نبسته باشه اون وقت من بتونم یه هفته یه ماه یه سال یه قرن توش بمونم هیچ کدوممون ندونیم ساعت چنده بغلی بتونم توش تا میتونم گریه کنم هق هق جای تمام گریهای که تودلم موندمن دلم نیومدتنهای صاحبشون بشم جای همه وقتهای که تااومدم استارت یه گریه اساسی بزنم یادم اومددستهای روکم دارم برای پاک کردن اشکام دلم یه بغل مهربون میخوادکه توش آروم بشم بعدجایی بین دستاسینه گرمش آروم بگیرم با لالای قلبش خوابم ببره
دیدگاه ها (۱۵)

باید باور کنیمتنهایی تلخ ترین بلای بودن نیستچیزهای بدتری هم ...

شعــــــــــورم دُرست کار می کند ولی احساساتم، چطور بگویم !ک...

نمی دانم دلم گم شده یا اونی که دل به او سپردم.نمی دانم عشقم ...

من یک زنم ...خالقم سوره ای به نامم نازل کرد!من یک زنم...خالق...

سناریو مایکی پارت اخر

پارت 7رمان ✨عشق مدرسه ای✨ هیونجین: باشه گلم 🎀فیلم ترسناک رو...

#خورشیدوماه🌙☀️part=15«مکالمه تلفنی جانا و ایرانا» جانا: الو ...

#کپشن

---**ادامه: بغل بابا، پناهگاه دوم**چهار روز از اون ماجرای پر...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART¹³(نایون+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط