به یکدیگر مهربورزید،اما از مهر بند مسازید
به یکدیگر مهربورزید،اما از مهر بند مسازید
بگذارید که مهر دریای مواجی باشد در میانِ دو ساحلِ روح هایِ شما
جامِ یکدیگر را پُر کنید ،اما از یک گِردۀ نان مخورید
با هم بخوانید و برقصید و شادی کنید،ولی یکدیگر را تنها بگذارید
همان گونه که تارهای ساز تنها هستند،با آنکه از یک نغمه به ارتعاش در می آیند
دلِ خود را به یکدیگر بدهید،اما نه برای نگه داری
زیرا که تنها دستِ زندگی می تواند دلهایتان را نگه دارد
در کنارِ یکدیگر بایستید،اما نه تنگاتنگ
زیرا که ستون های معبد دور از هم ایستاده اند
و درخت بلوط و درختِ سرو در سایۀ یکدیگر نمی بالند
جبران خلیل جبران
بگذارید که مهر دریای مواجی باشد در میانِ دو ساحلِ روح هایِ شما
جامِ یکدیگر را پُر کنید ،اما از یک گِردۀ نان مخورید
با هم بخوانید و برقصید و شادی کنید،ولی یکدیگر را تنها بگذارید
همان گونه که تارهای ساز تنها هستند،با آنکه از یک نغمه به ارتعاش در می آیند
دلِ خود را به یکدیگر بدهید،اما نه برای نگه داری
زیرا که تنها دستِ زندگی می تواند دلهایتان را نگه دارد
در کنارِ یکدیگر بایستید،اما نه تنگاتنگ
زیرا که ستون های معبد دور از هم ایستاده اند
و درخت بلوط و درختِ سرو در سایۀ یکدیگر نمی بالند
جبران خلیل جبران
- ۸۰۸
- ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط