{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت آخر

پارت آخر
کوک.اون راست میگفت من اونو قراموش کردم من بدترین پدریم که میشه داشت اصلا باورم نمیشه من به دختر خودم ضربه بزرگی زدم
ا.ت.کوک هنوزم دیر نیست هنوزم میتونی اغوشت و براش باز نگه داری
میون.
روی تختم نشسته بودم و فقط گریه میکردم اخه چرا مگه چرا اینطور شد
کوک. در زدم که جوابی نشنیدم وارد اتاقش شدم این اتاق...چند سالی میشد اینجارو ندیده بودم چقدر سر این دکوراسیون این اتاق با ا.ت. ذوق داشتیم ولی حالا این اتاق یه تاریک ترین وجه خونه تبدیل شده
میون.سانگ جی برو بیرون
کوک.میون
میون. ....
کوک.لطفا منو ببخش معدرت میخوام که فراموشت کردم معذرت میخوام که باعث شدم قلبت بشکنه من واقعا پشیمونم من بدترین پدریم که میشه داشت ازت نمیخوام منو ببخشی فقط میخوام بدونی که خیلی پشیمونم از اینکه دختر قرص ماهمو فراموش کردم (بغض)
میون
حرف هاش واقعی بودن واقعا پشیمون بود اما...نه خودخواه نباش میون اون پدرته معلومه تورو دوست داره بغلش کردم اول تعجب کرد اما بعدش اونم بغلم کرد
میون.بابایی دیگه فراموشم نکن(بغض و گریه)
کوک.دیگه فراموشت نمیکنم قول میدم دخترم
و از اون روز خانواده شاد قبلی شوند دوباره برگشت و همه با خوبی و خوشی زندگی کردن
دیدگاه ها (۰)

پارت یازدهمتهیونگ.بعد از اینکه غذامون و خوردیم رفتیم اتاق ها...

تهیونگ.توی خیابون راه میرفتیم که یک موتوری با سرعت اومد سمتم...

پارت سوممیون. با دادی که زد به خودم لرزیدم....ا..اره راست می...

پارت دومرفتم اتاقم و به دخودم نگاه کردم گوشه لبم پاره شده بو...

بعد مامان ا. ت به کوک گفت مامان ا. ت : پسرم میخوام امشبا. ت...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

love in the dark④①همه رفتن و من و جونگکوک تنها بودیمکوک: هنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط