{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو روی متفاوت زندگی

دو روی متفاوت زندگی

(کایاتو تمام چیز تو ۳ پارت گذشته رو برای ناروتو تعریف کرده)
کایاتو:حالا دیگه اگه اجازه میدین برم خواهرم رو نجات بدم
ناروتو:صبر کن
کایاتو:چته؟
ناروتو:ما هم باهات میایم
کایاتو:من به کمک شما نیازی ندارم
و کایاتو راه شو کَج کرد و رفت ناروتو سای و ساکورا هم پشت سرش رفتن
کایاتو:خود دانی من گفتم نیاین
وقتی رسیدن کایاتو اول رفت تو
کایچو: خواهر جون
کایاتو:کایچو!
کایچو میخواست بپره تو بغل کایاتو ولی یک مرد از پشت گرفتش و یک کونای روی گردن اون گذاشت
مرد:یک قدم دیگه بیای جلو خلاص ش میکنم
کایاتو:باشه چی میخوای؟
مرد:چاکرا ی نه دم
کایاتو:ها...................باشه بهت میدمش
مرد توی ذهنش:اِیول نقشم گرفت ولی چرا بیشتر چاکرا از بدن اون پسر میاد؟
مرد داشت فکر میکرد که
تتتتتققققق
مرد افتاد روی زمین و کایاتویی که جلو مرد بود بوفففف از بین رفتم اون یک بدل بود کایاتو واقعی اونی بود که از پشت به گردن مرد زده بود
کایاتو:هه فکر کرده چاکرا نه دمم رو بهش میدم
کایاتو و کایچو رفتن پیش ناروتو و بقیه وقتی می‌خواستن برن بیرون یک مرد دیگه از نا کجا آباد در اومد
مرد ۲:اگه تو چاکرا نه دم رو نمیدی پس از این پسر میگیرم مرد یک دستگاهی که به بدن انسان ها میچسبه و چاکرا شون رو میخوره رو پرت ناروتو کرد ولی.........
کایاتو پرید جلوی ناروتو و اون دستگاه به کایاتو چسبید چاکرا کایاتو خیلی زود تموم شد و از حال رفت
کایچو: خواهررررررررررررر
ناروتو:کا...یا..ت.....و....کایاتووووو
ناروتو سریع کایاتو رو کول کرد و چون اون مکان به دهکده برگ نزدیک بود کایاتو رو بردن دهکده اما کایچو با سای به سرزمین برنج رفت
روز بعد......
کایاتو:اه....من کجام؟کایچو؟کسی اینجا نیست؟
یک پرستار اومد داخل
پرستار:اوه بهوش اومدی الان دکتر رو صدا میکنم
در همین لحظه دفتر هوکاگه
سوناده:درمونش کردم ولی بعلاوه این که چاکرا شو از دست داده روی بدن خیلی کبودی و زخم های بدی داره مخصوصا روی گردنش انگار چندین بار به قصد کشت بهش حمله کردن
شیزونه:ها پس انگار حریف سرسختی ی
سوناده:اره انگار
تق تق تق تق تق
سوناده:بیا تو اوه چی شده؟
پرستار:بانو اون دختره بهوش اومده
سوناده:او چه زود شیزونه بیا بریم پیش اون
شیزونه:چشم
شیزونه و سوناده رفتن اتاق کایاتو
سوناده:فکر نمی‌کردم انقدر زود بهوش بیای
کایاتو:.........
سوناده:اوه راستی در مورد اون کبودی و زخم هات مخصوصا زخم های گردنت اون ها برای چیه؟
کایاتو: اولین نفری هستی که می‌پرسه ولی خب اون ها بخاطر شغلمه
سوناده:مگه چه کاری ی؟
کایاتو: اولین زن عضو برتر انبوه البته که فقط یک عضو برتر انبوه داریم که منم او کبودی و زخم ها که برای تمرینه زخم گردنم هم بخاطر اینه که تو ماموریت ها خیلی ها به قصد کشت به من حمله میکنن و چند نفر موفق شدن که گردنم رو زخمی کنن
شیزونه:نکنه که تو همونی هستی که معروف به فلش زرده دومی؟
کایاتو:تو فکر کن هستم چه فرقی به حال تو میکنه؟
سوناده:خب باید بریم
روز بعد
ناروتو با یک دسته گل اومد عیادت کایاتو ولی دید.......
کایاتو کنار پنجره ایستاده
کایاتو:دیر کردی.....ولی خب
کایاتو پنجره رو باز کردن و روی لبه پنجره رو پاهاش نشت
ناروتو:صبر کن......امممم.....تو......منو.....به.... عنوان.....برادرت قبول میکنی؟
کایاتو:هه احمق اگه قبولت نکرده بودم که جونمو بخاطر تو به خطر نمینداختم تو خطر
بدرود
و کایاتو از پنجره پرید پایین
ناروتو سریع رفت دم پنجره و وقتی دید که کایاتو چقدر ماهرانه از در و پنجره ها پایین میره خیالش راحت شد و وقتی کایاتو به زمین رسید رفت رفت تا رسید به دروازه اصلی رفت روی دروازه و داد زد
کایاتو:پیش به سوی زندگی

🏵️پایان🏵️
🌼خببب بچها داستان هم تموم شد🌼
🌼همین🌼
💐باییییییییییییییییییییییی💐
دیدگاه ها (۰)

پاشو پاشو بیا نانای کن 🤣

چقدر منه........

(دو روی متفاوت زندگی)ویو کایاتو:چند سال بعد..........(کایاتو...

🌼دو روی متفاوت زندگی🌼 ﴿پارت ششم)کایچو:بله خواهر ؟؟؟🌼کایاتو:م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط