{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت حیوون موذی

پارت ²⁷: حیوون موذی!

(آریکا)

داشتم فکر میکردم... این گربه از کجا اومده بود؟
اون واقعا خیلی شبیه جیونگ وو بود، ولی جیونگ وو مرده... غیر ممکن بود
یهو از بیرون صدای جیغ شدید ترمز لاستیک ها اومد
مطمئن بودم که مافیا پیدامون کرده بود
با ترس دادزدم:(اونا رسیدن!)
نگاهی به جیمز کردم و بعد هم به کلارک
گربه به جهش به سمت در رفت و روی در پنجه میکشید، انگار که میخواست در رابر شون مقابله کنه... بنظرم فکر احمقانه ای بود
صدای لگد از سمت در اومد
رفتم عقب
اونا چجوری پیدامون کرده بودن...؟
یهو یاد گوشیم افتادم... وای نه، گوشیم شنود بود...
در با صدای خیلی مهیبی شکست و چند نفر وارد شدن...
مافیا ۱:(بگیریدش! باید کار کاراگاه کلارکو همین الان تموم کنیم.)
دوتا دیگه از اونا رفتن به سمت کلارک... نفسم از ترس بالا نمیومد... کاری هم نمیتونستم بکنم...
گربه غرش کوچیکی کرد و به مافیا ها حمله ور شد
او تونست یکی ـشونو به چنگ زدن به عقب نشینی وادار کنه ولی دومی.... آموزش دیده بود، از حرکاتش میتونستم بفهمم
او با خونسردی پنجه گربه رو گرفت و به سمت دیوار پرتاب کرد
گربه با صدای "تق" کوچیکی به دیوار برخورد کرد و روی زمین افتاد... سعی کرد دوباره بلند شه ولی نفس نفس میزد، بدن کوچیکش خسته شده بود و دیگه نمیتونست در برابر اونا وایسته...
مافیا دوم که داشت با تفنگش به کلارک نزدیک میشد... باید دست به کار بشم مگر نه همه میمیریم...
چشمم به گلدون سفالی افتاد که کنار کاناپه بود
با تمام سرعت خودمو به گلدون رسوندم و به سمت مافیا دوم پرت کردم، به سرش برخورد کرد و افتاد... نفس عمیقی کشیدم
با لحن تند گفتم:(جیمز! کلارکو بردار ما باید فرار کنیم!)
جیمز حرف آریکا رو با سرش تایید کرد و به سمت کلارک رفت
جیمز:(باید از در پشتی فرار کنیم!)
مافیای اول داد زد:(صبر کنین..! کاراگاه کلارکو بزارین زمین!)
برنگشتم... بیشتر توی فکرم فرار کردن میگذشت تا تسلیم شدن
یهو صدای جیغ گربه از پشت سرم شنیدم
سرمو برگردوندم
گربه خواست دوباره حملخ کنه... ولی مافیا غافلگیر نشد و به عقب برگشت و گربه رو گرفت، قنداق تفنگش رو بر سر گربه کوبید...
صدای خفه و ضعیفی از گربه به گوشم رسید...
گربه با درد شدید روی زمین افتاد، حتی دیگه نمیتونست راه بره...
مافیا ۱ (با تمسخر*) :(کارت تمومه... حیوون موذی!)
و تفنگش رو روی گربه اشاره گرفت... اول میخواست مزاحم رو از سر راه برداره...
نمیتونستم کاری نکنم... انگار چیزی منو واردار میکرد که اون رو نجات بدم... حتی اگه اون گربه جیونگ وو نباشه... بازم خودمو نمیبخشم...
رو به جیمز کردم:(اون گربه رو هم با خودمون میبریم!)
جیمز:(چ... چ.... چی؟!)

ادامهـ دارد...




بقیه پارت های رمان: https://wisgoon.com/c/1920495/

نظرتون؟






#سونیک #شدو #گاچا #گاچاکلاب #گاچانوکس #گاچا_کلاب #گاچا_نوکس #ادیت #ادیتور #اینشات #آرت #آرتیست #نقاش #نقاشی #اوسی #پینترست #وایب #گاچا_لایف #گاچا_لایف_دو
#sonic #shadow #Gacha #GachaClub #GachaNox #Gacha_Club #Gacha_Nox #Edit #Editor #Inshat #Art #Artist #Painter #Painting #oc #Pinterest #Vibe #gacha_Life #Gacha_Life_two
دیدگاه ها (۰)

پارت²⁶: ورود ناخوانده(چند دقیقه بعد)(خانه جیمز) آریکا بعد از...

(کپشنو حتما قبل دیدن فیلم بخونین *)

Part²¹#عشق_سایه_ایویو هیونجینهمه چی خیلی آروم بود... خیلی آر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط