{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیداری تا صبح روی بالشی خسته

بیداری ِ تا صبح، روی بالشی خسته
با گریه خوابیدن کنار ساک دربسته
خوابیدن از برخاستن در خانه ای دیگر
برخاستن با هق هق دیوانه ای دیگر
بی خاطره، بی واژه، بی هر مشترک بودن
بیگانه ای در حسرت بیگانه ای دیگر
پرواز از ویرانه ی یک خانه ی دلگیر
ساکن شدن با بغض در ویرانه ای دیگر...
دیدگاه ها (۲۲)

باز در خانه قلبم سخن از روی تو بود تن به هر یک نفسش مست از ...

عاشقم از دور٬ اما در کنارت... نیستمسبز از باران عشقم گر بهار...

دیگر هوای عاشقی از ما گذشته است این قطره از کشاکشِ دریا گذش...

به گریه گفتمت و گفته ای که راه نداردکه این قطار توقف در ایست...

ماه خونین

پارت 1ویو صبح: جنی از خواب با صدای آلارم گوشی بلند شد مامان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط