گاهی٬جایی..حرفی بهت میگن
گاهی٬جایی..حرفی بهت میگن
وتوآروم ٬بی خیال میخندی ومیگذری.....
اماکم کم ته دلت سنگین میشه.
چانه هات میلرزندولی ..
هنوزخنده ات گوش نواز هست.....
حالت دست خودت نیست.
چشم هایت هاله ی زلال اشک میشه..
.اماهنوزدست برقفل صندوقچه داری......
تا یهو سرریز نشود....
خوب میدانی که چه به روزت میاورد.
آنقدر..که خداهم دست بگذاردزیرچانه ات واشکهایت پاک کند...
.آروم نمیشی
کاش این آدم ها
که فقط دیواره ی قلبت و نشونه میگیرن.نبودن
کاااااااااش.......
وتوآروم ٬بی خیال میخندی ومیگذری.....
اماکم کم ته دلت سنگین میشه.
چانه هات میلرزندولی ..
هنوزخنده ات گوش نواز هست.....
حالت دست خودت نیست.
چشم هایت هاله ی زلال اشک میشه..
.اماهنوزدست برقفل صندوقچه داری......
تا یهو سرریز نشود....
خوب میدانی که چه به روزت میاورد.
آنقدر..که خداهم دست بگذاردزیرچانه ات واشکهایت پاک کند...
.آروم نمیشی
کاش این آدم ها
که فقط دیواره ی قلبت و نشونه میگیرن.نبودن
کاااااااااش.......
- ۱.۱k
- ۰۷ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط