اگه بگی دیگه دوست ندارم
اگه بگی دیگه دوست ندارم
ا/ت:ریندو میخوام باهات حرف بزنم( جدی )
ریندو : باشه چی شد انگار خیلی جدی هستی
ا/ت:من میخوام جدا شیم
ریندو خشکش زد به ا/ت نگاه کرد و گفت: شوخی قشنگی نبود دیگه همچین شوخی ای نمیکنی (با قیافه ی جدی)
ا/ت : من جدی بودم خسته شدم هر شب با لباس خونی میای خونه دیگه نمیکشم
ریندو : ببین درباره ی این موضوع حرف زدیم دیگه نمیخوام چیزی بشنوم
ا/ت : گفتم میخوام جدا شم
که ریندو زد زیر گوش ا/ت ، ا/ت سریع رفت بیرون از خونه
ادامه دارد
ببخشید خیلی بد شد
اولین بارم بود که سناریو نوشتم
ا/ت:ریندو میخوام باهات حرف بزنم( جدی )
ریندو : باشه چی شد انگار خیلی جدی هستی
ا/ت:من میخوام جدا شیم
ریندو خشکش زد به ا/ت نگاه کرد و گفت: شوخی قشنگی نبود دیگه همچین شوخی ای نمیکنی (با قیافه ی جدی)
ا/ت : من جدی بودم خسته شدم هر شب با لباس خونی میای خونه دیگه نمیکشم
ریندو : ببین درباره ی این موضوع حرف زدیم دیگه نمیخوام چیزی بشنوم
ا/ت : گفتم میخوام جدا شم
که ریندو زد زیر گوش ا/ت ، ا/ت سریع رفت بیرون از خونه
ادامه دارد
ببخشید خیلی بد شد
اولین بارم بود که سناریو نوشتم
- ۱۰۱
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط