{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این که پایَت مانده بودم، کار دستم داده بود

این که پایَت مانده بودم، کار دستم داده بود
اتفاقی که نفهمیدم چرا افتاده بود؟!

سخت دل بستم به تو، "لیلای فرهادم!"، دلت
بیستون میشد اگر که کوه کندن ساده بود

مرزِ آغوش تو کاری با دلِ سرباز کرد
که برای فتح جنگِ "تن به تن" آماده بود

چشم من با دیدنِ چشمان تو، گمراه شد
مادرم ای کاش که فرزندِ کوری زاده بود

راهمان از هم جدا شد، قسمت هم میشدیم
کوچه ای بن بست اگر در انتهای جاده بود
دیدگاه ها (۱)

زمان با باد می رقصید ومن خندان درآغوشتنفهمیدم چه دیدی که شدم...

خانه ی قلبم خراب از یکّه تازی های توستعشق بازی کن که وقت عشق...

. اگرقرار باشد خوبی ما، وابسته به رفتاردیگران باشد..این دیگر...

ﺧﻮﺏ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺭﻓﺘﻨﺖ ..ﺩﺭ ﭘﻨﺎﻩ ﻗﻠﺐ ﻭﯾﺮﺍﻧﻢ ﺧﺪﺍﺣﺎ...

متن ترانه آهنگ مجسمه علی سورنابه جز مرگ که بی سایه استاین جه...

جادویی به نام عشق

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

این که پایَت مانده بودم، کار دستم داده بوداتفاقی که نفهمیدم ...

كجایی بهترینمدیگر صدایت را نمیشنوم و تاریكی تنهایی مرحمی شده...

کجایی بهترینم؟کجایی بهترینمدیگر صدایت را نمیشنوم و درتاریکی ...

دل شود امشب شکوفا در زمینمی زند لبخند شادی بر زمینآسمان ِ دل...

دل شود امشب شکوفا در زمینمی زند لبخند شادی بر زمینآسمان ِ دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط