{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❇ویژه پدران اسمانی ❇

❇ویژه پدران اسمانی ❇


✔وقتی دیروز باران بارید
“آن مرد در باران آمد” را به یاد آوردم
“آن مرد با نان آمد”
یادم آمد که دیگر پدرم در باران
با نانی در دست
و لبخند بر لب
نخواهد آمد

دیروز دلم تنگ شد و با آسمان و دلتنگی‌اش
با زمین و تنهائیش
با خورشید و نبودنش
به یاد پدر سخت گریستم

پدرم وقتی رفت سقف این خانه ترک بر داشت
پدرم وقتی رفت دل من سخت شکست
پدرم وقتی رفت آسمان غمزده بود
و زمین منتظر …..

زندگی چرخش ایام و گذار من و توست
و کسی گفت به من:
آب را گل نکنید
پدرم در خاک است

زندگی می‌گذرد
کاش یک فاتحه مهمان شقایق باشیم
و زمین کوچک نیست
دل ما تنگ و نفس سنگین است
کاش میشد آموخت که سفر نزدیک است
خاطر خاطره‌ها را نبریدش از یاد
زندگی می‌گذرد...
دیدگاه ها (۵)

"کودک"دلم گرفته ستچیز عجیبی نیسدراین سالها هرلحظه این گونه س...

آقاے مڹ سلام ...مولاے من سلام ...امروز جمعہ است آقا ...باز ر...

حتما بخونیددخترک جیغ کشید دخترک هرزه نبودعشق آبستن شد و دگر ...

ﻣﻦ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻧﯿﺴﺘﻢ.....!!!!!!!!ﺁﺯﺍﺩﻩﺍﻡ...........!!ﭘﯿﺮﻭ ﺧﯿﺎﻡ،ﺍﻫ...

࿐ྀུ༅ ﷽ ࿐ྀུ༅🌤یااباصالح المهدے ادرڪنی💚آسمان درتب و تاب غزل بار...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

لبخندِ تورا،دیر زمانیست ندیدم ..💔اولین سالروز ولادت شماست که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط