حتما بخونید

حتما بخونید

دخترک جیغ کشید دخترک هرزه نبود
عشق آبستن شد و دگر پرده نبود
پسر اما مغرور:این منم مرد زمین
تو خودت خواسته ای عشق یعنی همین

دخترک مادر شد و پسر حاشا کرد
دخترک هیچ نگفت نگهی بالا کرد
و سپرد دست خدا بعد از این زندگی اش
دخترک آه کشید آه از سادگی اش

پسر از او گذشت رفت از آن شهر و دیار
دخترک تنها ماند شهر بی یاور و یار
زاده شد فرزندش نام او شد هستی
بی نهایت معصوم بی نهایت زیبا

بی کس و بی همراه با تمام سختی
ساخت دنیای خویش پر شد از خوشبختی
دخترش رعنا شد پاک و بی آلایش
هدیه ی خوب خدا یک بغل آرامش

چند سالی گذشت آن پسر بابا شد
صاحب دختری تخس و بی پروا شد
از وجود دختر کل شهر ارضا شد
باز هم عدل خدا با سند امضا شد

پسر قصه ی ما فهمید خیلی زود
علت بدبختی و غم او چه بود
یادش آمد آن روز آه آن دختر پاک
که زمین گرد است و چرخش این افلاک…!
دیدگاه ها (۶)

❇ویژه پدران اسمانی ❇✔وقتی دیروز باران بارید“آن مرد در باران ...

"کودک"دلم گرفته ستچیز عجیبی نیسدراین سالها هرلحظه این گونه س...

ﻣﻦ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻧﯿﺴﺘﻢ.....!!!!!!!!ﺁﺯﺍﺩﻩﺍﻡ...........!!ﭘﯿﺮﻭ ﺧﯿﺎﻡ،ﺍﻫ...

برای زندگی نه سقف می خواهم نه زمین!نقشه جغرافیایی دستهایت کا...

MON.LADY

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط