{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت 4
&: هیناتا از اون موقع حرفی نمیزد و وقتی سر راه هیناتا قرار میگرفت دور میزد و برمیگشت اتاقش حتی غذاش هم تو اتاقش میخورد و حرفی نمیزد تا اینکه کاگیاما میره سمت اتاقش با عصبانیت دروغ باز میکنه میبینه هیناتا لباس تنش نیست و فقط یه شلوارک پاشه.....
کاگیاما: اهم... داشتی.. لباس عوض میکردی؟ 🙃
هیناتا: چیزه... نه.. همیشه تو اتاقم.. تیشرت نمیپوشن... اینجوری که معلومه.. دیگه باید بپوشم😅
کاگیاما: نه راحت باش... من باید در میزدم ولش کن بریم اصل مطلب.....
& : کاگیاما هیناتا رو میچسبونه به دیوار و با یه حالت تند میگه : تو چرا با من حرف نمیزنی.. هرجا هستم راتو میکشی و چیزی معلوم هست چت شده؟؟؟؟
هیناتا: چی... من.... اخه.... فک کردم نخای منو ببینی چون فک میکردم اضافیم😢🙁
کاگیاما اونو ول میکنه و یه قدم میره عقب: چی.. چی شد همچین فکری بکنی
هیناتا لباسش رو میپوشه و میگه: اخه هرموقع میومدند.. تا چیزی ازت بخوام یا با تلفن حرف میزدی یا پای کارت بودی یا بیرون بودی یا محل نمیدادی یا...
کاگیاما جلوی دهنش رو میگیره و هیناتا کپ میکنه
کاگیاما: باشه باشه... ببخشید... نباید اونجوری کم محلی میکردم باید بیشتر باهات وقت میگذروندم....

( شب قبل)
هیناتا: کاگیاما میشه..
کاگیاما میپره وسط حرفش و میگه: فعلا کار دارم برای بعدا
و میره بیرون
هیناتازمژمه میکنه: فقط میخواستم .....

هیناتا: الان وقت داری
کاگیاما داره با تلفن حرف میز: نه نمیخواد باید درستش کنید تا فردا نیازش دارم....
هیناتا: پس سرت شلوغه..
ساعت 12 شب: هیناتا: ببخشید کاگیاما نیستن...؟ 🙁
خدمتکار : نه اقا با دوستاشون رفتن بیرون مهمونی داشتن
هیناتا: اها... ممنون

ر( زمان حال)
هیناتا: ......
کاکیاما: اها... ببخشید.. نباید اینجوری رفتار میکردم
هیناتا : حالا کارت رو بگو کار دارم باید برم ( با لحن سرد و بدون نگاه کردن بهش)
کاگیاما:کجا میخوای.. بری
هیناتا: کارت رو بگو عجله دارم😒
ازش فاصله گرفت و داشت از در میرفت بیرون که...
کاگیاما میره و اون رو میچسبونه به در و با اخم بهش میگه: دیگه منو اینجوری نادیده نگیر فهمیدی. 🤬
هیناتا: .... 😦
با چشمای درشتش به چشمای کاگشاما زل زده بود و کاگیاما ترس توی نگاهش رو دید و یک لحضه از کاری که کرد پشیمون شد .. دید که هیناتا داره اشک میریزه و تو چشماش زل زده..
کاگیاما صورت هیناتا رو تو دستاش گرفت....

کاگیاما: هی.. هی گرین نکن هی اروم باش..
کاگیاما هیناتا رو میگیره بغلش انا هیناتا تونو هل میده..
هیناتا: مگه من اسباب بازیم که هرموقع بخوام. ای باهام خوب باشی و هرم. قع که بخوای سرم داد بزنی.. 🤬

&: همون موقع هیناتا میره بیرون از اتاق و در رو محکم میبنده
کاگیاما هم میره دنبالش
کاگیاما: اهای.. سبر کن هیناتا....
&: هیناتا از اونه میزنه بیرون سوار موتور میشه و میره
کاگیاما : ااااه حالا چیکار کنم 💫
هیناتا همونجور که عصبانیه داره گاز میده و ویراژ میره نمیرسه خونه ی جک
( خونه ی جک)
جم درو باز میکنه و هیناتا میره بغلش
جک : سلا... چی هیناتا چی شده اتفاقی افتاده..... داری.. گریه میکنی
& صورت هیناتا رو میگیره دستش و اشک هاشو پاک میکنه و تونو دعوت میکنه داخل

کاگیاما : جواب بده ههه« مشترک مورد نظر درحال حاضر... »اااااه خاموشه... بزار زنگ بزنم رالف: الو کاگیاما چیزی شده؟
کاگیاما : اها... هیناتا پیش توعه : چی قتو وسل میشن الو الو
کاگیاما :🤬قطع شد
( خ. نه ی جک) ( جک و رالف دو تا از بهترین دوستای هیناتا هستن که جک و کاگیاما رقیب عشقی هم هستن😬)
رالف :پیچوندم ولی عاقبتش پای خودت جک
جک : باش فعلا این به نفع منه
هیناتا از دستشویی اومد: ببخشید بی خبر اومدم الان دیگه باید برم.. رالف خیلی ممنونم که اومدی 🙂
رالف: قابلی نداشت رفیق
جک :میموندی
هیناتا نه دیگه دیر وقته باید برم ( ساعت 2شب بود)
( خونه ی کاگیاما)
کاگیاما: کجا موند
صدای در
کاگیاما دوید سمت در
کاگیاما: هیناتا 😦 تا الان کجا بودی میدونی چقدر منتظر موندم 😒
هیناتا: خوبه من دو برابر اینو منتظر تو بودم 😒😒😒😒
کاگیاما : چی 😳
........

بقیش تو پارت بعد خیلی زیاد شد😬💫🙂
دیدگاه ها (۴)

چرا حمایت نمیکنین🥺حمایتم کنید کناه دارم این همه زحمت میکشم🥺

اگه اینو شب میبینی یه کامنت بزار🤣

پارت3کاگیاما : باشه بفرما & : هیناتا میره داخل و همون جا وا...

پارت 7هیناتا : میشه سرمو از پنجره بکنم بیرون؟؟؟؟؟! کاگیاما :...

پارت 6صبح اتفاقات خوب 😅هیات از خواب می ره دورو ب و نگاه میکن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط