{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از امروز که شنبه است من و تو خواهیم خواند:

از امروز که شنبه است من و تو خواهیم خواند:
"مرا با غم حسابی نیست...
مرا با غصه کاری نیست..."
دلم می خواهد از امروز،رها سازم خودم را از غم و دلتنگی و تشویش...
من از این شنبه خود را دوست خواهم داشت!
و با این جسم و روحم ،
مهربانی ها که خواهم کرد...

و از یکشنبه با مردم، قراری تازه خواهم داشت...
تبسم هدیه خواهم داد...
و دستانی که می بخشند...

دوشنبه با خدا،
من عهد می بندم...
برایش بنده ای باشم، همان جوری که می خواهد...

سه شنبه مهربانی هدیه خواهم کرد...
و می بخشم تمام آن کسانی را که من را سخت آزردند...

و در چهارشنبه ی این هفته ی زیبا که میآید،
خدا را بر تمام داده هایش شکر خواهم گفت...

و در پنجشنبه از دنیا و هر چیزی که دارم شاد خواهم شد،
و به یاد رفتگان خیراتی از حسرت بی دوست بودن را ،
نثار دوست خواهم کرد ...

و در جمعه ،
با رضایت، زنده خواهم بود....
با سخاوت، ،مهر خواهم داد...
با سعادت، بهره خواهم برد...

و هفته ای اینچنین بر تو ، و بر من ، ماه خواهد شد...
سال خواهد شد...

و این است روزگاری که طعمش شیرین چو شهد و عیشش مدام و مانا خواهد شد...
هفته ای عالی پیش رو داشته باشید.
دیدگاه ها (۸)

بــہ مــا دروغ مـی گفتنـــد:دردهــا را بــزرگــ کــہ شـویـــ...

چه جورآدمی هستید؟؟؟کامنت لطفا

⁨⁨مگذار باز از سفرت بی‌خبر مرایک‌ بار هم اگر شده با خود ببر ...

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط