{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چای می نوشیدم یکباره دلتنگت شدم بغض کردم واشک در چشمانم

چای می نوشیدم یکباره دلتنگت شدم! بغض کردم واشک در چشمانم حلقه زد، همه باتعجب نگاهم کردند، لبخند تلخی زدم وگفتم: چقدر داغ بود...!!
دیدگاه ها (۱)

چه خوب بود وسیله‌ای اختراع میشد که خاطرات را مثل عطر در بطری...

‏ دیدی بعضی وقتا یهو دلت میگیره ولی خودتم نمیدونی چرا؟ اینا ...

ارزشش را دارد از درخت انجیر بالا برویم تا انجیری بچینیم. این...

تلفن را الکساندر گراهام بل اختراع کرد اولین خط تلفن را به خا...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۹۳ دستش رو روی نیم رخم گذاشت ...

چندپارتی☆p.2ساعت ۲ بود باید میخوابیدم با کلی دنگ و فنگ چشمام...

درمانگر عشق. پارت۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط