{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my ex

my ex
p.30
آه کوتاهی کشید. 
–الان با یه مشاور حرف می‌زنم. اون بهم گفت که اول باید یاد بگیرم چطور احترام بذارم به مرزهای بقیه… قبل از هرچیز دیگه. 

چشمش رو به زمین دوخت. انگشت شستشو آروم رو پشت شلوارش کشید. 
–شاید هیچ‌وقت نتونم اون اشتباهات رو جبران کنم، ولی می‌تونم دیگه تکرارشون نکنم.

ا.ت آبشو خورد. بطری رو بست. آروم، بدون اینکه سریع حرکت کنه، چرخید سمت جونگ‌کوک. فقط یه نگاه کوتاه، بعد نگاهشو ازش گرفت. 
+امیدوارم.

فقط همین. نه اطمینان، نه رد قاطع. فقط یه «امید».

همون شب، موقع خروج از ساختمون، خبرنگارا مثل همیشه بودن. نور فلش، هجوم سوال‌ها. 
«خانم ا.ت، رابطه‌تون دوباره شروع شده؟» 
«آقای جونگ‌کوک، این پروژه فقط یه نمایشه؟»

ا.ت شوکه شد. یه قدم عقب رفت، دستشو برد جلو، انگار می‌خواست از خودش محافظت کنه. 
جونگ‌کوک که چند قدم اون‌طرف‌تر بود، با دیدن این صحنه، سریع ولی بدون اینکه وحشیانه به نظر بیاد، اومد جلو. ایستاد بین ا.ت و خبرنگارا، دست راستشو به آرامی باز کرد، نه برای نگه داشتن ا.ت، بلکه برای ایجاد یه حائل. 
به یکی از مسئولای امنیتی که نزدیک بود، با سر اشاره کرد که ا.ت رو راهنمایی کنه. 
بعد برگشت سمت خبرنگارا. یه قدم اومد جلوتر، دستاش رو دوباره کنار بدنش آورد، صاف ایستاد. 
–حریم شخصی باید رعایت بشه.

صداش قوی بود، ولی فریاد نبود. یه اعلامیه بود. بعد فقط منتظر موند تا ا.ت دور بشه.

تو ماشین، گوشی ا.ت زنگ خورد. شماره‌ی جونگ‌کوک بود. 
پیام فرستاد: 
«نگران نباش. اگه لازمه، فردا ازشون می‌خوام زمان شوت‌هامونو جدا کنن.» 

بعد دوباره اضافه کرد: 
«فقط خواستم بدونی که متأسفم دوباره این اتفاق افتاد.»......
ادامه دارد.....
قسمت ۲
دیدگاه ها (۴)

my exقسمت ۳p.30ا.ت پیام رو خوند. انگشتشو رو صفحه کشید.  بعد ...

my exp.31قسمت ۱ که در ادامه پارت ها به صورت e.1 مینویسمروز ب...

my ex  p.30صبحِ زود، قبل از اینکه نورِ واقعی خورشید بیاد، اس...

my exp.29  روز بعد، اوضاع استودیو یه جورایی عجیب بود.  همه ا...

پارت ۶🖤❤️خوناشام خشن من❤️🖤 ا/ت: اصلاً ریدم دهنت جونگ کوکاجون...

#p۴:اسم فیک:بوسه ای برای شروع دوبارهپدر ا/ت: سلام ، پسرم منو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط