{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چنان شجاع و ساکتی که فراموشم شد،رنج میکشی!

چنان شجاع و ساکتی که فراموشم شد،رنج میکشی!
-همینگوی
دیدگاه ها (۲)

می‌خواهم هشیار بمانم، این رنج درخشانم می‌کند...

انسان در کلمات نیست که بیانِ منحصر می یابد, بلکه در ناگفته ه...

بعضی وقتها معمولا اواسط شب، شماره ی تلفن خودش را میگیرد تا م...

آن وهم سبزرنگ که بر دریچه گذر داشت،‏با دلم میگفت:نگاه کن ‏تو...

زندگی گاهی شبیه به صخره‌ای‌ست که موج‌های مداومِ رنج، نه به ی...

دلتنگی، نامِ دیگرِ توست در غیابِ تو. هر چه عمیق‌تر به درونم ...

شبیه به موجی شده‌ام که با تمامِ توانش می‌دود تا به ساحل برسد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط