{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ندار عشقم و با دل سر قمارم نیست

ندار عشقم و با دل سر قمارم نیست
که تاب و طاقت آن مستی و خمارم نیست

دگر قمار محبت نمی برد دل من
که دست بردی از این بخت بدبیارم نیست

من اختیار نکردم پس از تو یار دگر
به غیر گریه که آن هم به اختیارم نیست

به رهگذار تو چشم انتظار خاکم و بس
که جز مزار تو چشمی در انتظارم نیست

تو میرسی به عزیزان سلام من برسان
که من هنوز بدان رهگذر گذارم نیست

چه عالمی که دلی هست و دلنوازی نه
چه زندگی که غمم هست و غمگسارم نیست

به لاله های چمن چشم بسته می گذرم
که تاب دیدن دلهای داغدارم نیست
دیدگاه ها (۳)

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمندمعنی کور شدن را گره ها می ف...

امشب بیا و حال مرا روبراه کنعمری ثواب کرده ای امشب گناه کنعا...

چـه غریــبانــه نشـسـتم سـر راهــت که بـیاییچـه غـریــبانه غ...

شعر میگویم تورا مست و خرابت میکنممست مست از خود تهی با جام ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط