{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چـه غریــبانــه نشـسـتم سـر راهــت که بـیایی

چـه غریــبانــه نشـسـتم سـر راهــت که بـیایی
چـه غـریــبانه غـریبــانه نـوشـتـم کـه کـجـایی
چــه صمــیمانه نـوشـتم کـه تویـی ذوق زبـانم
و تـو انـگار نه انـگار که هـــم صـحبـت مـایـی
چـه یتـیمانـه نشـستـم و نـوشـتم کـه مـرو یار
و تـو رفتــی و مـن و بـرزخ ایـن فصل جدایی
پشــت پای تو هـمه بـاور و ایمـان دلـم ریخت
و قسم میخورم این صحبت خودرا به خدایی
بـه خـدایـی که میان مـن و تو فاصله انداخت
چـه خـدایی که فقـط باب دلش هست جدایی
شـاعــران غــربــت غــم بــار مـرا شــعر کنــید
بنـویسـید از ایـن زنـدگی تـلـخ از ایـن تنـهایی
دیدگاه ها (۱۰)

ندار عشقم و با دل سر قمارم نیستکه تاب و طاقت آن مستی و خمارم...

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمندمعنی کور شدن را گره ها می ف...

شعر میگویم تورا مست و خرابت میکنممست مست از خود تهی با جام ن...

ناز کن نقاشیم بد نیست،نازت میکشممثل یک آهو که نه مانند بازت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط