{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید یک روز بیاید

‍ ‍ باید یک روز بیاید
که میز شام را بچینی و لحظه هارا،
پس بزنی برای آمدنم
که صدای ماشینم را بشنوی ، زنگ در را بزنم و شاخه گلی را پشت سرم پنهان کنم
محکم بغلت کنم و تورا نفس بکشم،
کاش همان جا در همان لحظه، همه چیز
همانطور بماند تا همیشه...
دیدگاه ها (۱)

‍ کافه ای بی حوصله ام...با میزهای یک نفره...و قهوه های لال.....

دوست داشتن تودر وجود من است؛خاکش، آبش، نورشزندگی و خیالش با ...

من بی تو... Manebiitoیک واژه‌ی ساده بیش نیستم،اما کنارت، همچ...

صبح بخیرهایت مانند عطر بهار می ماند طلوع خورشید و هوای بهار...

#part13#hanaقدم‌هامو تند کردم و پیچیدم توی کوچه بعدی. اما او...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ¹¹..چند لحظه به قیافه سرخ منو دا...

تتو آرتیست من [part¹⁵]*ا/ت ویو*€تو دیگه کی هستی؟!- ...€ا/ت؟ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط