دستم را بگیر

دستم را بگیر!
همین دست برایت ترانه‌های عاشقانه نوشته،
همین دست
سوخته در حسرتِ لمس دست‌های تو،
همین دست پاک کرده اشک‌هایی را
که در نبودت
به گونه دویدند...
این دست
بوی ترکه‌های کلاس سوم را می‌دهد هنوز،
این دست کابل خورده
تا یاد بگیرد بنویسد:
آزادی...
این دست پینه‌بسته
از نوشتن مداومِ نامت...

دستم را بگیر
و از خیابانِ زندگی بگذران مرا...
دیدگاه ها (۳)

زندگی جیره مختصریستمثل یک فنجان چایو کنارش عشق استمثل یک حبه...

من در این تاریکیفکر یک بره روشن هستمکه بیاید علف خستگی‌ام را...

تو به من خندیدی و نمی دانستی؛من به چه دلهره از باغچۀ همسایه ...

این چه رازیست که در پرده چشمان تو خفته ست به ناز ؟ ای که در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط