{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه پارت چهارم

ادامه پارت چهارم
🔥عشق ابدی ما🔥

سونیک: یهو دیدم دخترا خشک شدن خندم گرفت
شدو: دیدم دخترا شدن مجسمه خندم گرفت و با سونیک راه افتادیم سر کلاس
سونیک: کلاس خالی بود در رو بستم و اومدم داخل
من(منحرف ها حواسم هست به چی فکر میکنید😑)
شدو: دیدم سونیک در رو بست سونیک چرا در رو بستی
سونیک: خب سرده گفتم حداقل کلاس گرمه
شدو: درسته هی سونیک بیا ایجا رو ببین
سونیک: داشتم میرفتم پیش شدو که پام خورد به یه چیزی و تعادلم رو از دست دادم خوردم زمین چشم باز کردم دیدم
شدو: برگشتم به سونیک نگاه کنم که حواسم نبود سونیک افتاد رو من و هردو خوردیم زمین
سونیک: خجالت کشیدم شدو هم لپاش یه کوچولو قرمز شده بود
شدو: خجالت کشیدم سونیک لباش قرمز بود و به من نگاه می‌کرد برای همین احساس میکردم خودم هم لپام قرمز شده
سونیک از روش بلند شدم و گفتم ببخشید فکر کردم میخواد سرم داد بزنه و دستش رو بلند کرد میخواست منو بزنه
شدو: دستم رو بلند کردم و گذاشتم رو سرش و با مهربونی گفتم اشکال نداره یه اتفاق بود

سونیک: خیلی مهربون بود و لبخندش دوست داشتنی
شدو: خب پاشو باید بریم اتاق مدرسه دستت رو بده من
سونیک: دستش رو دراز کرد منم دستش رو گرفتم اون خیلی مهربونه شدو اتاق های اینجا کثیفه مثل زندان من نمیخوام
شدو: نه چی میگی سونیک مگه تابحال اینجا نبودی
سونیک: چرا بودم ولی من میرفتم خونه میخوابیدم
شدو: از شانست هم اتاق هستیم و اتاق های ایجا خیلی قشنگه در کل من پیشتم
سونیک: واقعا ممنونم شدو
شدو:😳.... ام خواهش😊😅

خب الان باید ازم راضی باشید این دفعه بهتون رحم کردم فشاری نیشد خوشگلا😘❤️
ولی دفعه بعد قول میدم فشار بخورید😈🤣 تا بعد💖
دیدگاه ها (۰)

نام: ❤️‍🔥قلبم برای تو❤️‍🔥شیپ: دامیان و انیاحس هایی که میخوام...

مرینت در فصل ۵🥺💖

برای اینکه هنوز رمان ننوشتم یه معذرت خواهی بدهکار شدم ببخشید...

پارت چهارم🔥عشق ابدی ما🔥سونیک: همین که اینو گفت یه لحظه نتونس...

زندگی پر بحث سه دوست(معمولا نیمه خون آشام)پارت 3

(بعد سه سال یه پارت میدم اونم چون روز دختره😊از زندگی شیطانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط