پارت پنچم
پارت پنچم
🔥عشق ابدی ما🔥
شدو: 😳.... ام خواهش😊😅 ام سونیک از نظرم بریم بخوابیم خیلی خوابم میاد
سونیک: اره شدو منم خوابم میاد بریم بخوابیم
شدو من و سونیک رو یه تخت نشتیم داشتم از مدرسه براش میگفتم و از مدرسه قبلیم
سونیک داشتم به حرف های شدو گوش میکردم که خیلی خسته بودم ولی با هیجان گوش میکردم بعد من براش تعریف میکردم که اینجا بودن بین قلدر ها بودم و چطور زندگیم گذشت که دیدم شدو خوابیده منم دیگه خیلی خیلی خسته بودم و خوابیدم
شدو بیدار شدم دیدم سونیک کنارم خوابیده هم خجالت کشیدم هم تعجب کردم هم یه حس عجیب داشتم
سونیک از خواب بیدار شدم دیدم شدو کنارم خواب بود هم زمان بلند شدیم من خجالت کشیدم و انگار بهم شوک الکتریکی زدن شدو چرا قیافش رو اینطوری کرده اونم مثل من فکر میکنه
شدو سونیک عجیب شده بود خودم هم عجیب شده بودم من تا الان حتی بچه بودم تو بغل مامانم نمیخوابیدم حالا کنار این خوابیدم خاک تو سرت شدو، هم ناراحت شدم هم خجالت کشیدم از خودم
سونیک دیدم شدو انگار خیلی ناراحته منم با ناراحتی اون غمگین شدم ولی دستم رو گذاشتم رو دست شدو...
من: (منحرف ها حواسم هست)
سونیک شدو اشکال نداره ناراحت نباش دیشب هر دوتا مون خیلی خسته بودیم خوابمون رفت
شدو نگاه به سونیک کردم خیلی مهربون بود راست میگفت منم قبول کردم و خوشحال شدم سونیک بریم آماده بشیم کلاس ممکنه دیر بشه
سونیک اره راست میگی آماده شدم شدو
شدو منم آماده شدم پس بریم
سونیک رفتیم کلاس ولی بارم نمیشد چی دیدم😰.......
ادامه پارت رو میزارم ولی فعلا تو هوا بمونید تا بدبختی هام تموم بشه دوستون دارم راستی مهمون داریم
تا بعد رفقا💖
🔥عشق ابدی ما🔥
شدو: 😳.... ام خواهش😊😅 ام سونیک از نظرم بریم بخوابیم خیلی خوابم میاد
سونیک: اره شدو منم خوابم میاد بریم بخوابیم
شدو من و سونیک رو یه تخت نشتیم داشتم از مدرسه براش میگفتم و از مدرسه قبلیم
سونیک داشتم به حرف های شدو گوش میکردم که خیلی خسته بودم ولی با هیجان گوش میکردم بعد من براش تعریف میکردم که اینجا بودن بین قلدر ها بودم و چطور زندگیم گذشت که دیدم شدو خوابیده منم دیگه خیلی خیلی خسته بودم و خوابیدم
شدو بیدار شدم دیدم سونیک کنارم خوابیده هم خجالت کشیدم هم تعجب کردم هم یه حس عجیب داشتم
سونیک از خواب بیدار شدم دیدم شدو کنارم خواب بود هم زمان بلند شدیم من خجالت کشیدم و انگار بهم شوک الکتریکی زدن شدو چرا قیافش رو اینطوری کرده اونم مثل من فکر میکنه
شدو سونیک عجیب شده بود خودم هم عجیب شده بودم من تا الان حتی بچه بودم تو بغل مامانم نمیخوابیدم حالا کنار این خوابیدم خاک تو سرت شدو، هم ناراحت شدم هم خجالت کشیدم از خودم
سونیک دیدم شدو انگار خیلی ناراحته منم با ناراحتی اون غمگین شدم ولی دستم رو گذاشتم رو دست شدو...
من: (منحرف ها حواسم هست)
سونیک شدو اشکال نداره ناراحت نباش دیشب هر دوتا مون خیلی خسته بودیم خوابمون رفت
شدو نگاه به سونیک کردم خیلی مهربون بود راست میگفت منم قبول کردم و خوشحال شدم سونیک بریم آماده بشیم کلاس ممکنه دیر بشه
سونیک اره راست میگی آماده شدم شدو
شدو منم آماده شدم پس بریم
سونیک رفتیم کلاس ولی بارم نمیشد چی دیدم😰.......
ادامه پارت رو میزارم ولی فعلا تو هوا بمونید تا بدبختی هام تموم بشه دوستون دارم راستی مهمون داریم
تا بعد رفقا💖
- ۶۵
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط