پارت ۳۷

پاشد اومد سمتم خیلی عصبی بود دروغ چرا عین سگ ترسیده بودم ولی نشون نمی‌دادم یه قدم رفتم عقبم دو برابر قدمم قدم برداشت اومد جلو متقابلا رفتم عقب که به دیوار خوردم به قدری نزدیک شده بود که بدنم به بدنش می‌خورد به یکی از پاهاشو لای دو تا پام گذاشت یکیشم اون طرف پام ( عجب پا تو پا شد 😈ادمینتون کرم داره 😁)با دیوار پِرسم کرده بود با دو تا انگشتش انگشت وسط و اشارش از زیر چونم فشار آرومی داد و سرمو بلند کرد باصدای بمش گفت:

_بهت اخطار داده بودم که با پسرا حرف نمیزنی فکر کنم ایو خوب میدونی که نا فرمانی با قانون ها ودستوراتم عاقبت خوبی نداره

(ذهن ات: گوه خوردم بابا من دیگه گوه میخورم اصلا دیگه به پسرا نگاهم نمیکنم ترو خدا ولم کن

واکنش قلب ات : عین سگ دروغ ميگه به فناش بده

مغز ات:خفه شو تا به سوی نابودی نبردمت
توکه کارت بیشتر میشه اون موقع باید خون بیشتری پمپ کنی

قلب ات :تو ساکت )

_مگه با تو نیستم ها (عصبیه ولی آروم حرف میزنه )


نکته :
کسی جز ات و کوک تو عمارت نیس 😉






لایک وکامنت یادتون نره خوشملام 💜😘
پارت هدیه 🎁



عزیزان بیشتر از این نمیاد خطا میده از دیروز این بار هشتمه دارم آپ میکنم این پارتو
دیدگاه ها (۳۴)

پارت۳۸

پارت۳۶

پارت۳۴

پارت پنجاهو نهماری**یه چن بار صداش زدم ولی جواب نداد حتما رف...

رمان فیک پارت 1 را یعنی رزی ج یعنی جیمین مثل رمانای قبلیر:او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط