{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمهایت

چشمهایت
آواز نبود تا بسرایمش
شراب نبود تا بنوشمش
لهجه ے باران بود ڪه
هر شب آواره ترین
واژه هایم از فرط تشنڪَی
بدان پناه می بردند ...


💫
دیدگاه ها (۱۸)

روزی که بوسیدی مرا !تب کردم و گفتی...واگیر دارد عشق ...امیدی...

ساقیا پُر کن به یاد چشم او جامی دگرتا بسوی عالم مستی زنم گام...

زن موسیقی ست...نُت به نُت عشق...سمفونی آرامی کههمه ی تو را م...

شب شده، باید تو را از خاطراتم در کنم؛شب بخیر ای حسرت شب های ...

دوبـاره امشب  نجواهایت چــڪامه وار بر دفتـر شعـرم می‌نشیـندو...

به ژرفای دریا می‌سپارم واپسین واژه‌هایمتا اگر روزی خاطر کسی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط