{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادرم میگفت

مادرم میگفت :
خودت را هم بُکُشی
ردّ این غم ِمشکوک
پشت ِشیطنتهای دائمی نگاهت
گم نمی شود...
دیدگاه ها (۱)

:ﺁﻏﻮﺷﺖ " ﺭﺍ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺭ "ﺁﻏﻮﺵ " ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ .... ﺍﻣﺎ !! ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ "...

نمی توانم نامت را در دهانمو تو رادر درونمپنهان کنم... گل با ...

دوست داشتن ات ، هــوس نیستکـه بــاشـد و نبــاشـدنفــس اسـتتا...

زمانی که دو نفر از هم جدا می شوند آن که دیگر عاشق نیست, سخنا...

سناریو / شوگا

در کوچه های شهر، تنهایی قدم بزن . بگذار که زنگ ناامیدی در سر...

‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط