{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواب می بینم تو را هر شب که مهمان منی

خواب می بینم تو را هر شب که مهمان منی
در کنارم هستی و همواره جانان منی

گونه های زرد من تر می شود از اشک شوق
همچو باران ، گوهر غلطان چشمان منی

در بغل می گیرم اندام فریبای تو را
خواب می بینم همیشه بین دستان منی

بارها می بینمت در باغهای دشت نور
غنچه ای خوش بو میان باغ و بستان منی

از سر شب تا سحر با ماه خلوت می کنم
در میان آسمان ، چون ماه تابان منی

رفته ای و حال مانده رد پایت بر دلم
در خیالم هستی و رویای پنهان منی

چشم می دوزم به عکس روی دیوار اتاق
خواب می بینم تو را هر شب که مهمان منی
دیدگاه ها (۴)

:از وقتی عاشق شدمفرصت بیشتری پیدا کردم؛فرصت بیشترِ این که پر...

از تو سکوت مانده و از من صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جای...

یه سری دوست داشتنا هست،از اول بوی غم میده؛تو ترافیکی باهاش د...

از ازل رنگ لبت روی شراب افتاده است دلم از نی شکر تازه به آب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط