{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشک هایم را ببین

اشک هایم را ببین
هق هقم را میشنوی؟
این ها همه "بله ی"یک نو عروس است
آنقدر تنهایی ب من فشار آورد ک آخر ب عقد دلتنگی درآمدم.
خیلی مرا دوست دارد شب و روز همراهم است
طاقت دوری از من را ب هیچ وجه ندارد
بغض
عشقبازی من و دلتنگی را میسازد
حاصلش هم هق هقی خفه در گلویی ست ک عجیب میسوزاند بند بند دلم را
و من هی سرکوب میکنم آن را و هی سرکوب
میدانم آخرش هم
اصلاا من
تمام شدم
مبارکم باشد
این همه دلتنگی
دیدگاه ها (۱)

یک روز ، یک جایی‌ ، ناگهان ، این اتفاق برایِ ما می‌‌افتدکتاب...

من از پرسشِ تکراری هیچگاه خسته نمی شوم همین پرسشِ این روزها:...

ﻣﺪﺗﻬﺎﺳﺖ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﻫﺮ ﮔﺎﻩ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﺭﻧﺠﯿﺪﻡ ﯾﺎ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ ﺑ...

اینجا حوالیِ دوست داشتنت، من هر صبح به خورشید لبخند می‌زنم. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط