{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق نقش خویــش ، خونین می زند

عشق نقش خویــش ، خونین می زند
ضــربه ای بســـــیار سنگیـن می زند
بخت بد در سفـــــره ی فرهــــاد بین
نانوا هـــم جـوش شــیرین مـی زند !



جوادمزنگی
دیدگاه ها (۷)

و بغض چمدانی ست که پرش می کنی برای سفر و باز میگردیبی آنکه ح...

دزدیده چون جان می روی اندر میان جان منسرو خرامان منی ای رونق...

ﺑـﭽـﯿـﻦ ﻣـﯿـﺰ ﻗﻤـﺎﺭﺕ ﺭﺍ ، ﺩﻝ ﺍﺯ ﻣـﻦ ﺭﻭﯼ ﻣـﺎﻩ ﺍﺯ ﺗﻮﺑﯿــﺎ ﺑــﺮ...

چقــدر خــوشبــختــم!مــی تــوانــم عکــس سیــاه و سفیــد تـ...

شهیداحمدنوروزی چندان فرو بردیم سر در زیر پرهاتا پر زدیم از ی...

قاصدک‌های پریشان را که با خود باد بردبا خودم گفتم مرا هم می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط