{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدرم برای بار اول سیگاردستم دید، پرسید :زیادمیکشی؟ زبانم

پدرم برای بار اول سیگاردستم دید، پرسید :زیادمیکشی؟ زبانم بندآمد چیزی نگفتم! 
گفت :پسر درد رامیگویم!!
داشتم میرفتم ببینمش دیروز یکشنبه 28/2/1393
دیدگاه ها (۳)

مدتیست دلم شکسته از همان جای قبلی... کاش میشد آخر اسمت نقطه ...

شنیدم خیلی داغونییییی پس گوش کن:خیانت میکنم تا ارزش صداقتمو ...

خواهش می کنم بیا..قهوه ای سفارش داده امو از ترسِ آنکهمبادا د...

جمعه ساعت 1:30 سر کار شب همتون خوش

خوب برای من سال جدید خیلی سخت به غیر از دوست کلی مشکل دارم ی...

💗🤍

the first lie

🔴 هرجا ذكر اباعبدالله گفته شود، کربلاست...▪️ آقای هادی امینی...

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

گمشده در روشنایی. P 4

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟎𝟎جونگکوک به تهیونگ نزدیک شد و از بازوش...

رمان عشق ممنوع

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط