مادر که بشی...
مادر که بشی...
مادر که بشی تمام زندگیت میشه بچت...
دخترت تنها ملکه ی پدرومادرش و پسرت تنها شاهزاده ی زندگیتون میشه...
مادر شدن یه حس قشنگیه که نسیب هرکسی نمیشه...
قشنگ ترین عطر دنیا,عطر گردن نوزادته که توی بیمارستان روی تخت میدن بغلتو گردنشو بو میکنی..
دستاش انقدر کوچیکه که مواظبی کوچک ترین آسیبی نرسه به دستاش چون خیلی ظریفه..
وقتی بزرگ میشه و میشه یه ساله راه رفتنشو میبینی,دندونای مثل مرواریدشو میبینی که عین دندونای خرگوش در اومده...
به دوسال که رسید شیرین ترین کلماتشو میگه و اولین کلمه اسم "مادر"
وقتی سر میز غذا میشینیم مادرا میگن ما گشنمون نیست غذای منو تو بخور با اینکه انقدر از صبح زحمت کشیدن که دوست دارن حتی یه قاشق از اون غذای خوشمزه که ما بچه ها دولپی میخوردیم بخورن اما وقتی میبینن با چه ولعی میخوریم غذاشونو به ما میدن...
مریض که میشیم تا صبح بالاسرمون میمونن تا مبادا یه لحظه فقط یه لحظه از خواب بپریم و گیج و هیرون باشیم,اگرم برن بخوابن تا صبح به بهانه ی هر چیزی بهمون سر میزنن ولی ما نمیبینیم,آخه کی فرشته ها رو میبینه!؟
همه ی ما روزی چندمرتبه به مادرا توهین میکنیم و اونا جیکشون در نمیاد ولی اگه کسی به شما توهین کنه بد رفتاری میکنن باهاش که دیگه کسی جرئت اذیت کردن عشق اول و اخرشونو نداشته باشه...
پدر که بشی همیشه حتی اگه بچت نوه و نتیجه دارم شه هنوز اون "عسل بابا"س...
وقتی ما از مدرسه و دانشگاه میایم با حوصله به حرفامون گوش میدن و برای کارایی که توانایی انجامشو داشتیم به ما افتخار میکنن...
حس شیشم داشتن باباها خیلی به درد میخوره برای رفع استرس امتحان!!
گاهی وقتا همینجوری الکی الکی مادر و پدرامونو بغل کنیم...
خیلی حس عالیه ایه بغل کردن کسی که یه عمر تو آغوشش بزرگ شدی...
مادر تنها رازداره پسرشه و تنها کسی که غمای دخترشو درک میکنه و خودشو به هر دری میزنه تا غمش یادش بره...
پدرا هم انقدری عشقشون به دخترشون زیاده که خدا حسودی میکنه و برای پسراشون کم نمیزارن..
یه بار برای امتحان زانوی غم بغل بگیرید و برید تو فکر جلوی مادرتون..
هی نگاتون میکنه فضولیش بیشتر میشه اخرم میاد پیشت دست نرم و لطیفشو میزاره رو گونت و میگه چی شده؟
با گریت دلش میگیره,با غمت داغون میشه,بزرگ که میشی دلشوره ی هرثانیه یه اتفاقی افتادن براتو میگیره...
حالا اگه مادرا ناراحت باشن حتی برای امتحان شما ما چیکار میکنیم؟!
حتی حاضر نیستیم روزی یک بار دست و پاشونو ببوسیم!
چه لگدایی که به شکمشون نزدیم!
میدونستید درد لگدی که ما وقتی 4 ماهه بودیم میزدیم چند برابر درد عفونت معده و درد زیر دل و ایناس!؟؟حالا فرض کنین وقتی شدیم 8_7 ماهه چه خبر بوده تو رحم مامانا....
مامانایی که چقدر خوش اندام بودن و دوران حاملگی پاهاشونو و دستای نازکشون و پوست نرمشون خراب شد..
اون وقت بهشون میگیم چقد چاقی چقد دستت زبر و زشته چقد پاهات گندس چقد پوستت ترک داره...
خیلیا از اینکه باباهاشون رو دوستاشون ببینن یه جورایی خجالت میکشن خبر ندارن باباها برای دراوردن پول که برید جلوی دوستاتون با لباس تز بدید چقد کارای سختی کردن...
مادروپدر یه روحن تو دوتا جسم..
♥ ♡نه تکراری میشن و نه تکرار
مادر که بشی تمام زندگیت میشه بچت...
دخترت تنها ملکه ی پدرومادرش و پسرت تنها شاهزاده ی زندگیتون میشه...
مادر شدن یه حس قشنگیه که نسیب هرکسی نمیشه...
قشنگ ترین عطر دنیا,عطر گردن نوزادته که توی بیمارستان روی تخت میدن بغلتو گردنشو بو میکنی..
دستاش انقدر کوچیکه که مواظبی کوچک ترین آسیبی نرسه به دستاش چون خیلی ظریفه..
وقتی بزرگ میشه و میشه یه ساله راه رفتنشو میبینی,دندونای مثل مرواریدشو میبینی که عین دندونای خرگوش در اومده...
به دوسال که رسید شیرین ترین کلماتشو میگه و اولین کلمه اسم "مادر"
وقتی سر میز غذا میشینیم مادرا میگن ما گشنمون نیست غذای منو تو بخور با اینکه انقدر از صبح زحمت کشیدن که دوست دارن حتی یه قاشق از اون غذای خوشمزه که ما بچه ها دولپی میخوردیم بخورن اما وقتی میبینن با چه ولعی میخوریم غذاشونو به ما میدن...
مریض که میشیم تا صبح بالاسرمون میمونن تا مبادا یه لحظه فقط یه لحظه از خواب بپریم و گیج و هیرون باشیم,اگرم برن بخوابن تا صبح به بهانه ی هر چیزی بهمون سر میزنن ولی ما نمیبینیم,آخه کی فرشته ها رو میبینه!؟
همه ی ما روزی چندمرتبه به مادرا توهین میکنیم و اونا جیکشون در نمیاد ولی اگه کسی به شما توهین کنه بد رفتاری میکنن باهاش که دیگه کسی جرئت اذیت کردن عشق اول و اخرشونو نداشته باشه...
پدر که بشی همیشه حتی اگه بچت نوه و نتیجه دارم شه هنوز اون "عسل بابا"س...
وقتی ما از مدرسه و دانشگاه میایم با حوصله به حرفامون گوش میدن و برای کارایی که توانایی انجامشو داشتیم به ما افتخار میکنن...
حس شیشم داشتن باباها خیلی به درد میخوره برای رفع استرس امتحان!!
گاهی وقتا همینجوری الکی الکی مادر و پدرامونو بغل کنیم...
خیلی حس عالیه ایه بغل کردن کسی که یه عمر تو آغوشش بزرگ شدی...
مادر تنها رازداره پسرشه و تنها کسی که غمای دخترشو درک میکنه و خودشو به هر دری میزنه تا غمش یادش بره...
پدرا هم انقدری عشقشون به دخترشون زیاده که خدا حسودی میکنه و برای پسراشون کم نمیزارن..
یه بار برای امتحان زانوی غم بغل بگیرید و برید تو فکر جلوی مادرتون..
هی نگاتون میکنه فضولیش بیشتر میشه اخرم میاد پیشت دست نرم و لطیفشو میزاره رو گونت و میگه چی شده؟
با گریت دلش میگیره,با غمت داغون میشه,بزرگ که میشی دلشوره ی هرثانیه یه اتفاقی افتادن براتو میگیره...
حالا اگه مادرا ناراحت باشن حتی برای امتحان شما ما چیکار میکنیم؟!
حتی حاضر نیستیم روزی یک بار دست و پاشونو ببوسیم!
چه لگدایی که به شکمشون نزدیم!
میدونستید درد لگدی که ما وقتی 4 ماهه بودیم میزدیم چند برابر درد عفونت معده و درد زیر دل و ایناس!؟؟حالا فرض کنین وقتی شدیم 8_7 ماهه چه خبر بوده تو رحم مامانا....
مامانایی که چقدر خوش اندام بودن و دوران حاملگی پاهاشونو و دستای نازکشون و پوست نرمشون خراب شد..
اون وقت بهشون میگیم چقد چاقی چقد دستت زبر و زشته چقد پاهات گندس چقد پوستت ترک داره...
خیلیا از اینکه باباهاشون رو دوستاشون ببینن یه جورایی خجالت میکشن خبر ندارن باباها برای دراوردن پول که برید جلوی دوستاتون با لباس تز بدید چقد کارای سختی کردن...
مادروپدر یه روحن تو دوتا جسم..
♥ ♡نه تکراری میشن و نه تکرار
- ۹.۴k
- ۱۱ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط