{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیست !

نیست !
و عاشقانه هایی که باید در گوشش می خواندم،
از سرِ ناچاری سهم کاغذها شد...
لطفا دست به دستش کنید!
تا برسد به دست صاحب اصلیش
شاید آن موقع نباشم که حضوری بگویم
لااقل با چشم خودش ببیند که هنوز،
دست از دوست داشتنش برنداشته ام...

#ابراهیم_عسکری
دیدگاه ها (۱)

من دیگر توانِ خاطره ساختنم نیستکفشت را که در خانه ی من درآور...

هی فلانیدورادور دوستت دارمشاید قصه ای نباشم که گفته باشی صدا...

تکاپو پارت 89:اوفف، فقط تا بیدار شی... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍اتاق دوباره...

Part 5 | Queen of My Heartروز بعد...کافه مثل همیشه شلوغ بود....

#pain #P⁸⁶#season²پیرمرد صاحب کافه به همراه همسرش وارد گالری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط