پسرے
پسرے
عاشق دخترے نابینا میشہ هرروز وقتےبہ دیدارش میرفت دختره میگفت:اگہ چشام میدید بهترین گلهاے دنیا رو برات میچیدم شبانہ روز نگات میکردم لباستُ خودم انتخاب میکردم تورو خوشبخت ترین مرد عالم میکردم بعد مدتٌ یکے پیدا شد چشاشو هدیہ داد به دختره اولین بار کہ پسر رو دید فهمید پسر نابیناست گفت عمرے خودم نابینا بودم نمیتونم با یہ نابینا زندگےکنم خواست کہ پسر رو ترڪ کنہ پسره تنها یک جملہ گفت :
"هر جا رفتے مواظب چشام باش."
عاشق دخترے نابینا میشہ هرروز وقتےبہ دیدارش میرفت دختره میگفت:اگہ چشام میدید بهترین گلهاے دنیا رو برات میچیدم شبانہ روز نگات میکردم لباستُ خودم انتخاب میکردم تورو خوشبخت ترین مرد عالم میکردم بعد مدتٌ یکے پیدا شد چشاشو هدیہ داد به دختره اولین بار کہ پسر رو دید فهمید پسر نابیناست گفت عمرے خودم نابینا بودم نمیتونم با یہ نابینا زندگےکنم خواست کہ پسر رو ترڪ کنہ پسره تنها یک جملہ گفت :
"هر جا رفتے مواظب چشام باش."
- ۱.۱k
- ۰۵ شهریور ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط