{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشک ها و خاطرات مه آلود وبی پیرایگی سخنانم را ببخشید

اشک ها و خاطرات مه آلود وبی پیرایگی سخنانم را ببخشید

مسیح نبوده ام که گونه ی دیگرم را پیش بیاورم

هر چند هیچگاه نخواهمت گفت:

از کودکانگی اشکهایم

حتی اگر که بخواهی!

چشم ها و بی کرانگی نگاه های تو

چقدر برایشان شعرمشق کرده بودم.......

به خدا سنگدل نبوده ام

حتی در آندم که کلمات شعله ور را زنده به گور می کردم

تا غصه هایم را فرو خورم و با طرح خنده ای فریبت دهم بی آنکه بدانی......

از خشکسالی قلب من گلایه مکن

در سینه ی من ابرهاست که می بارد

و من بدانسان که دو هم آغوش یکدیگر را

پلکهایم را بر هم می فشارم......

آه ...!

که چشم ها چه زود

از حسرت لبریز میشوند..!
دیدگاه ها (۵)

اشک ها و خاطرات مه آلود وبی پیرایگی سخنانم را ببخشید ...به خ...

اگه از اکسپلوری یه سر به پیج بزن... ☺︎★☆⋆。𖦹°‧★⋆. ୨୧˚⋆       ...

‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌𝖦𝗈𝗈𝖽 𝖤𝗇𝖽𝗂𝗇𝗀 💐 ...

کسی بخواد تبلیغ پیجشو میکنم (برای جمع کردن فالور و نظر) هرکی...

برادر بی‌آنکه بداند در دل خواهرش جای دیگری دارد 🤍#یل #نوید_م...

💙‏اگه بهت پیام نمیده ناراحت نشوشاید مشق داره...🤭عصر پاییزی‌ت...

اگه از اکسپلوری یه سر به پیج بزن... ☺︎★☆⋆。𖦹°‧★⋆. ୨୧˚⋆       ...

💙میخواهم به گذشته ها زنگ بزنمبه آن روزهای گذشتهبه دل های بزر...

اگه از اکسپلوری یه سر به پیج بزن... ☺︎★☆⋆。𖦹°‧★⋆. ୨୧˚⋆       ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط