واکسن

واکسن؟



-آفرین بیا بغلم
&آخه شما اذیت میشین
-میونگ داری عصبیم می‌کنی ها اینا دیگه چه حرفاین
&باشه باشه معذرت می‌خوام(آروم رفت تو بغلش)
-آفرین عزیزم(موهاشو نوازش کرد)
&میتونم سرمو بزارم رو شونتون
-البته که میتونی
&سرشو فرو کرد تو سینش)
-خوب بخواب دیگه خوشگلم
&چشم(می‌خوابه)
(ساعت سه صبح)
ویو تهیونگ:
با احساس خشکی تو دهنم بیدار شدم خیلی تشنم بود بلند شدم یکم اب خوردم سرمو برگردوندم که دوباره بخوابم یهو مینوگ و دیدم که زانو هاشو بغل کرده و داره بی صدا گریه می‌کنه خیلی نگرانش شدم
-میونگ داداشی قربونت بشم من چی شده ببینمت(بلندش می‌کنه و میشونتش رو پاهاش)
&چیزی نیست(اشکاشو پاک می‌کنه)
-سرشو با دستاش بلند می‌کنه و دستاشو دور صورتش قاب می‌کنه)خوشگلم لطفا بهم بگو چی شده
&دوباره کمرم و شکمم بدجوری درد میکنن(بفض سگی)
-الهی من دورت بگردم پس چرا بیدارم نکردی(سرشو می‌زاره رو سینش و نوازش می‌کنه )
&نمی‌خواستم بیدارتون کنم
-اخه فندوقم اگه چیزیت میشد چی وایسا برم از پایین اون شربتو بیارم
&باشه(دماغشو می‌کشه بالا)
ویو تهیونگ:
رفتم پایین همجا تاریک و سرد بود فقط باریکی نوری که توسط یخچال ایجاد شده بود به فضا حاکم بود با دستای که از نگرانی میلرزیدن داشتم دنبال شربت می‌گشتم بلاخره پیداش کردم با یه قاشق و یه لیوان آب ولرم براش بردم آروم دستگیره ی در رو باز کردم تا نترسه رفتم تو رو تخت نشسته بود و داشت بی صدا گریه میکرد شونه هاشو میلرزیدن موهاش تو باد می رقصیدن و صورت زیباش تو نور ماه میدرخشید آروم رفتم پیشش کنار تخت نشستم و کشوندمش تو بغلم سرشو گذاشت رو سینم هنوزم داشت گریه میکرد
-قربونت برم من خیلی درد داری
&اره(بغض)
-هشش آروم باش عزیزم بیا اینو بخور (آروم آروم قاشق رو از شربت قرمز رنگ پر کرد و داخل دهنش گذاشت که باعث شد صورت میونگ تو هم جمع بشه)
&واقعا خیلی تلخه
-بیا این ابمو بخور مزش بره
&ممنونم
-الان بهتری(موهاشو از صورتش کنار میزنه )
&اوهم
-خوبه(یه کمی سرد و دلخور)
&داداشی تو از من دلخوری؟(سرشو از رو سینش بر میدارم و با لحنی نگران و مظترب می‌پرسه انگار که اگه جواب تهیونگ مثبت باشه دنیا رو سرش خراب میشه)
-دلخور نه اما یکم ازت ناراحته که چرا بیدارم نکردی اگه چیزیت میشد اون وقت چی
&من...من واقعا خیلی خیلی معذرت می‌خوام داداش(دستشو دور گردنش حلقه می‌کنه و سرش رو می‌زاره رو شونش)
-هوف خیلی خوب باشه دیگه بهش فکر نکن اما بهم قول بده که اگه دوباره دردت گرفت منو بیدار کنی باشه میونگ؟
&اخه
-میونگ(جدی و اخم)
&چشم چشم قول میدم
-آفرین(محکم بغلش می‌کنه)
&داداش
-بله
&ساعت چنده
-سه و نیم
&دیر وقته
-اره دیگه بهتره بخوابیم
&اما من هنوز درد دارم
-چی درد داری کجات
&شکمم خوب شده اما کمرم هنوز نه
-اخی وایسا یه دقیقه (میونگ رو می‌زاره کنار و دراز می‌کشه بعدش بغلش می‌کنه و میخوابونتش رو سینش)
&چیکار می‌کنی داداش
-الان بهتر میشی(شروع می‌کنه به صورت دورانی و اروم کمرش رو ماساژ میده )
&الان احساس بهتری دارم
-خداروشکر پس آروم چشماتو ببند و بخواب
&داداش
-جونم
&خیلی دوست دارم
-منم فسقلی
&(رو سینه ی تهیونگ خوابش می‌بره)
-وقتی به صورت معصومش نگاه میکنم با خودم میگم الان چطوری قراره درد واکسن رو تحمل کنه اون هنوز خیلی کوچولوعه سرمو آروم گذاشتم رو سرش و چشمامو بستم و با عطر تنش خوابم برد





ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱۰)

واکسن؟(صبح)ویو تهیونگ:با پرتو های نوری که از لا به لای پرده ...

من قبلاً هم بیوگرافی گذاشته بودم اما پاک کرده بودم الان یه د...

واکسن؟ویو تهیونگ:مامانم گفته بود من مراقب میونگ باشم چونکه ق...

واکسن؟ویو میونگ: توی فرودگاه منتظر داداش بودیم تا بیاد دنبال...

part13🦋-نارا&جانم-میشه بیای تو بغلم بخوابی؟&برای چی-همینطوری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط