{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فکر میکردم اگر بهش بگم دوستش دارم نصف این بار سنگین از رو

فکر میکردم اگر بهش بگم دوستش دارم نصف این بار سنگین از رو دوشم برداشته میشه!
فکر میکردم دیگه میتونم هر حرفی رو بهش رُک و راست بگم،بدون اینکه نگران این باشم که سؤ تفاهم شه!
با خودم گفتم بهش میگم دوستش دارم و از اون به بعدش برای همیشه مغزش رو درگیر خودم میکنم،حتی اگر خودش دوستم نداشته باشه!
من با خودم فکرای زیادی کردم،
ساعت ها جلو آینه با خودم تمرین کردم،
میخواستم همه چی عالی پیش بره،
حتی برای اشک هام هم برنامه ریزی کرده بودم!
اما هیچی طبق نقشه پیش نرفت،
اون برای یکی دیگه شده بود..!
باره روی دوشم چند برابر شد،
اشک هام هم بی موقعه ریخته شدن!
اشتباه فکر میکردم،
همه ی قصه های عاشقانه قرار نیست تهشون خوب تموم شه!
قصه ی منم یکی از اون قصه های تراژدیک بود...
میدونی بعدش چیکار کردم؟!!
تیکه های شکستم رو گذاشتم همونجا زیر پاهاش بمونن،
قلبم رو دادم به کفش دوز گوشه ی خیابون..
و رفتم!
رفتم جایی که همه ی مُرده ها میرن...!
یه جایی بین این دنیا و اون دنیا....!
دیدگاه ها (۱۴)

ی سناریو بودباته بهم میگفت هرکس که دوستش داری رو میکشممنم گف...

بچه ها یک چیز بگم؟ببخشید اگه فعالیت کمه...واقعا دیگه حال هیچ...

عاشقانه های شبنم

#Escape_from_death_April29 #admin_yoki #part5به عکسی که به س...

پارت دوم نماد مرگ

فیک شوگا پارت هفتم مافیای بیرحم دختر لجباز

مهم

پارت ۲ ویو ا.ت نمیدونم چرا اما دو هفته پایانی سال مثل برق و ...

★彡   Part 18 彡★ انگار وضعیت اون هم همین بود.جذاب لعنتی.با اه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط