{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی که دستامون تو دستهای هم بود...نمی دونستم که دلت آبست

وقتی که دستامون تو دستهای هم بود...نمی دونستم که دلت آبستن جدایی هم بود.....

/ سعید
دیدگاه ها (۱)

/ سعید

شب شد خاطره ام، ملالی نیستصبح خاطره هایم رو به اشک شفق مسپار...

خاطره هایم رو بخاطر بسپار که از لعل لحظه هاش اسطوره میسازد ص...

با سلام و شب بخیر به دوستای گل ویس گونی امسایت و پیج و وبلاگ...

نامردی این دنیارو دیدم.سخته بغض نزاره نفس بکشی:)...

وقتی اون تو رو به سرپرستی میگیره و... p5 ساعت ۷ صبح یکی ا...

خون آشام من/پارت13

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط